در دنیای پرتلاطم بازارهای مالی، بررسی همزمان اقتصاد کلان، سیاست و تحولات ژئوپلیتیکی میتواند برای درک ریسکها و فرصتهای سرمایهگذاری اهمیت زیادی داشته باشد. در میان تحلیلگران شناختهشده حوزه اقتصاد کلان، ری دالیو (Ray Dalio) یکی از چهرههایی است که بخش مهمی از تحلیلهای خود را بر مطالعه تاریخ، چرخههای اقتصادی و تغییر توازن قدرت میان کشورها بنا کرده است.
دالیو، بنیانگذار Bridgewater Associates و سرمایهگذار کلان با بیش از ۵۰ سال تجربه، در کتاب «اصول مواجهه با نظم نوین جهانی در حال تغییر» (Principles for Dealing with the Changing World Order) چارچوبی برای بررسی چرخههای بلندمدت قدرت، بدهی، پول، سیاست داخلی و رقابت میان قدرتهای بزرگ ارائه میکند. در این چارچوب، او تلاش میکند با مقایسه دورههای تاریخی، الگوهای تکرارشونده در ظهور و افول قدرتهای بزرگ را شناسایی کند.
در سال ۲۰۲۶، دالیو با توجه به جنگ و تنشهای جاری در خاورمیانه، از این دیدگاه سخن گفته که جهان ممکن است در مراحل اولیه یک جنگ جهانی به معنای گسترده و غیرسنتی آن قرار داشته باشد. منظور او الزاماً آغاز یک جنگ مستقیم میان همه قدرتهای بزرگ نیست؛ بلکه از نگاه دالیو، جنگهای مختلف میتوانند به یکدیگر مرتبط باشند و بخشی از یک رقابت بزرگتر بر سر قدرت، امنیت، تجارت، منابع و نظم جهانی را تشکیل دهند.

بخش اول: آیا از نگاه ری دالیو وارد یک جنگ جهانی شدهایم؟
از ادراک کوتاهمدت تا روندهای بلندمدت
دالیو در آوریل ۲۰۲۶ هشدار داد که درگیری ایران تنها یک رویداد مجزا نیست و میتواند بخشی از یک درگیری بزرگتر میان مجموعهای از قدرتها باشد. او تأکید میکند که تمرکز صرف بر تیترهای روزانه ممکن است باعث شود سرمایهگذاران روندهای عمیقتر اقتصادی و ژئوپلیتیکی را نادیده بگیرند.
نکته مهم این است که عبارت «جنگ جهانی» در تحلیل دالیو را نباید با تعریف کلاسیک جنگ جهانی اول یا دوم یکسان دانست. دالیو بعداً توضیح داد که منظورش انتظار برای جنگ مستقیم میان آمریکا و چین یا سایر قدرتهای بزرگ نیست؛ بلکه از دورهای صحبت میکند که در آن چند جنگ و رقابت ژئوپلیتیکی به یکدیگر مرتبط شدهاند و پیامدهای آنها میتواند از مرزهای جغرافیایی هر جنگ فراتر برود.
بنابراین، در این چارچوب، جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، جنگ روسیه و اوکراین و رقابت فزاینده آمریکا و چین را میتوان بهعنوان بخشهایی از یک محیط ژئوپلیتیکی گستردهتر بررسی کرد؛ البته ارتباط میان این رویدادها به معنای وجود یک «بلوک نظامی رسمی» و یکپارچه در دو طرف نیست.
تشابه تاریخی و مفهوم «چرخه بزرگ»
بخش مهمی از نظریه دالیو بر مفهوم Big Cycle یا چرخه بزرگ استوار است. او با مطالعه چند قرن تاریخ، رابطه میان قدرت اقتصادی، بدهی، قدرت نظامی، ثروت، نابرابری داخلی و جایگاه کشورها در نظم جهانی را بررسی میکند. از نگاه او، تغییرات بزرگ در نظم جهانی معمولاً طی سالها و دههها شکل میگیرند، نه اینکه صرفاً با یک حادثه منفرد آغاز شوند.
به همین دلیل، مقایسه شرایط امروز با دورههایی مانند سالهای منتهی به جنگهای جهانی میتواند برای مطالعه سناریوها و ریسکها مفید باشد، اما نباید آن را پیشبینی قطعی وقوع جنگ جهانی دانست.

بخش دوم: صفآرایی جدید جهانی
نقشه اتحادها در حال تغییر است
یکی از محورهای اصلی تحلیل دالیو، تغییر تدریجی توازن قدرت میان آمریکا و چین و شکلگیری روابط جدید میان قدرتهای بزرگ است. در نگاه او، بررسی این تغییرات تنها به قدرت نظامی محدود نمیشود و باید عوامل اقتصادی، تجاری، فناوری، مالی و سیاسی را نیز در نظر گرفت.
در شرایط فعلی، چین، روسیه و ایران در برخی حوزهها همکاریهای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی دارند، اما توصیف آنها بهعنوان یک «بلوک کاملاً یکپارچه» میتواند گمراهکننده باشد. در سوی دیگر نیز آمریکا با شبکه گستردهای از متحدان و شرکای امنیتی در اروپا، آسیا و خاورمیانه همکاری میکند.
یکی از مهمترین نمونههای این وابستگی متقابل، رابطه انرژی چین و ایران است. چین در سال ۲۰۲۵ مقصد بیش از ۸۰٪ صادرات نفت ایران بوده است و بخش مهمی از این نفت توسط پالایشگاههای مستقل چینی خریداری شده است. بااینحال، این رابطه را نباید به معنای مصونیت چین از شوکهای انرژی دانست؛ تحولات سال ۲۰۲۶ نشان داده که محدودیت عرضه نفت ایران میتواند پالایشگران چینی را نیز تحت فشار قرار دهد و آنها را به سمت منابع جایگزین سوق دهد.
بنابراین، به جای اینکه از پیش تعیین کنیم «چه کشوری برنده جنگ خواهد شد»، بهتر است تأثیر این رقابت را بر انرژی، تجارت، ارزهای ذخیره، زنجیره تأمین، بدهی دولتها و جریان سرمایه بررسی کنیم.
بخش سوم: شاخصهای تشدید درگیری
نشانههایی که نباید نادیده گرفت
از دیدگاه تاریخی، افزایش تنش میان قدرتهای بزرگ معمولاً فقط در میدان نظامی دیده نمیشود و میتواند در شاخصهای اقتصادی و سیاسی نیز نمایان شود. برخی از مهمترین موارد عبارتاند از:
۱. افزایش هزینههای نظامی: کشورها برای تقویت ظرفیت دفاعی خود منابع بیشتری به بخش نظامی اختصاص میدهند.
۲. افزایش بدهی و فشارهای مالی: تأمین هزینههای نظامی و حمایتهای اقتصادی در شرایط بحرانی میتواند فشار بیشتری بر بودجه دولتها وارد کند.
۳. رقابت فناوری و اطلاعاتی: محدودیتهای صادراتی، تحریمهای فناوری، رقابت بر سر تراشهها و زیرساختهای حیاتی، بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ شدهاند.
۴. بازآرایی زنجیرههای تأمین: شرکتها و دولتها تلاش میکنند وابستگی خود را به کشورها یا مسیرهای تجاری پرریسک کاهش دهند.
۵. گسترش تعهدات نظامی قدرتهای بزرگ: زمانی که یک کشور در چند منطقه بهطور همزمان درگیر تعهدات امنیتی باشد، هزینه و پیچیدگی مدیریت این تعهدات افزایش مییابد.
در مورد آمریکا، بهتر است بهجای استفاده از عدد ثابت و بحثبرانگیز «۷۵۰ تا ۸۰۰ پایگاه در ۷۰ تا ۸۰ کشور»، از مفهوم گستردگی شبکه نظامی و امنیتی آمریکا استفاده شود؛ زیرا تعریف «پایگاه نظامی» و روش شمارش آنها در منابع مختلف متفاوت است.
ریسک هستهای
یکی از جدیترین ابعاد رقابت قدرتهای بزرگ، مسئله تسلیحات هستهای است. افزایش تنش میان کشورهایی که دارای سلاح هستهای هستند یا در نزدیکی قدرتهای هستهای قرار دارند، ریسک ژئوپلیتیکی را افزایش میدهد. بااینحال، از افزایش گفتوگو درباره سلاح هستهای نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که استفاده از این سلاحها اجتنابناپذیر است.
برای سرمایهگذاران، اهمیت این موضوع بیشتر از آن جهت است که تشدید ریسک هستهای میتواند به افزایش تقاضا برای داراییهای امن، افزایش نوسانات بازار و اختلال در تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی منجر شود.
بخش چهارم: تأثیر بر بازارهای مالی
نفت و انرژی؛ تنگه هرمز در مرکز توجه
یکی از مهمترین کانالهای انتقال ریسک ژئوپلیتیکی به بازارهای مالی، بازار انرژی است. تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی در جهان است. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در نیمه نخست ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت و مایعات نفتی از این مسیر عبور کرده که معادل حدود ۲۰٪ مصرف جهانی مایعات نفتی بوده است. همچنین حدود ۸۹٪ نفت خام و میعانات عبوری از تنگه هرمز در همان دوره راهی بازارهای آسیایی شده است.
به همین دلیل، هرگونه اختلال پایدار در عبور و مرور از این مسیر میتواند قیمت نفت، هزینه حملونقل، تورم و انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهد. البته بستهشدن یا اختلال در تنگه هرمز لزوماً به یک نتیجه واحد برای همه کشورها منجر نمیشود؛ میزان آسیبپذیری هر اقتصاد به منابع جایگزین، ذخایر استراتژیک، مسیرهای انتقال جایگزین و ساختار مصرف انرژی آن بستگی دارد.
تحولات سال ۲۰۲۶ نیز نشان دادهاند که چین، با وجود روابط گسترده انرژی با ایران، از اختلال در عرضه منطقهای مصون نیست و پالایشگران چینی در مقاطعی به دنبال منابع جایگزین از کشورهایی مانند روسیه، برزیل، کانادا و دیگر تولیدکنندگان بودهاند.
طلا و داراییهای امن
طلا معمولاً در دورههای افزایش ریسک ژئوپلیتیکی مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد، اما واکنش آن به بحرانها همیشه یکسان نیست. نرخ بهره واقعی، ارزش دلار، انتظارات تورمی، جریان سرمایه و وضعیت نقدینگی بازار نیز بر قیمت طلا اثر میگذارند.
بنابراین، نمیتوان گفت هر جنگ یا بحران ژئوپلیتیکی الزاماً باعث افزایش قیمت طلا خواهد شد. بهتر است طلا را یکی از داراییهایی دانست که در شرایط افزایش نااطمینانی ممکن است مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
ارزها؛ دلار در آزمون سخت
دلار همچنان یکی از مهمترین ارزهای ذخیره و ابزارهای اصلی مبادلات و تأمین مالی جهانی است. در دورههای بحران، تقاضا برای داراییهای دلاری ممکن است افزایش پیدا کند؛ زیرا نقدشوندگی بالای بازارهای آمریکا و نقش دلار در نظام مالی جهانی همچنان اهمیت زیادی دارد.
در افق بلندمدت، اما عواملی مانند کسریهای مالی، سطح بدهی دولت آمریکا، سیاست پولی، تحریمها و تلاش برخی کشورها برای تنوعبخشی به ذخایر ارزی میتوانند بر جایگاه نسبی دلار اثر بگذارند. این به معنای کنار رفتن سریع دلار نیست؛ بلکه باید آن را یک فرایند تدریجی و وابسته به عوامل متعدد در نظر گرفت.
بورسها؛ واکنش بازارها یکسان نیست
بازار سهام در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی واکنش یکسانی ندارد. بازارهای کشورهایی که مستقیماً درگیر جنگ هستند ممکن است با افزایش ریسک، خروج سرمایه و اختلال در فعالیت اقتصادی مواجه شوند، در حالی که برخی صنایع یا کشورها ممکن است از افزایش قیمت انرژی، افزایش هزینههای دفاعی یا تغییر مسیر تجارت سود ببرند.
در سطح جهانی نیز واکنش بورسها به طول، شدت و دامنه بحران بستگی دارد. اگر درگیری به اختلال گسترده در انرژی و زنجیره تأمین منجر شود، اثر آن میتواند از مرز کشورهای درگیر فراتر رود و بر تورم، نرخ بهره، سود شرکتها و ارزشگذاری سهام تأثیر بگذارد.
کریپتو؛ پناهگاه امن یا دارایی پرریسک؟
ارزهای دیجیتال در محیطهای ژئوپلیتیکی پرتنش رفتار پیچیدهای دارند. از یک طرف، برخی سرمایهگذاران بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال را بهعنوان ابزاری خارج از سیستم مالی سنتی یا راهی برای انتقال سرمایه در شرایط محدودیتهای مالی بررسی میکنند. از طرف دیگر، بازار کریپتو معمولاً نوسان بالایی دارد و در دورههای کاهش نقدینگی و افزایش ریسکگریزی میتواند تحت فشار قرار گیرد.
بنابراین، نمیتوان کریپتو را بهطور کلی «پناهگاه امن» دانست. رفتار آن به شرایط نقدینگی جهانی، نرخ بهره، ریسکپذیری سرمایهگذاران، مقررات و شرایط خاص بازار بستگی دارد.
در چنین محیطی، مهمترین درس برای سرمایهگذار نه پیشبینی قطعی یک سناریو، بلکه مدیریت ریسک در برابر چند سناریوی متفاوت است. بررسی همزمان اقتصاد کلان، بازار انرژی، ارز، طلا و بازار سهام میتواند تصویر کاملتری از پیامدهای ژئوپلیتیکی در اختیار سرمایهگذار قرار دهد. برای بررسی نمودارها و مقایسه رفتار داراییهای مختلف نیز میتوانید از اینچارت استفاده کنید.

بخش پنجم: پنج نیروی محرکه چرخه بزرگ
ری دالیو تحولات بزرگ اقتصادی و ژئوپلیتیکی را صرفاً نتیجه یک عامل نمیداند. در چارچوب «چرخه بزرگ» (Big Cycle)، او پنج نیروی اصلی را معرفی میکند که در طول تاریخ بر یکدیگر اثر گذاشته و مسیر نظم اقتصادی، سیاسی و بینالمللی را تغییر دادهاند:
۱. چرخههای مالی و پولی:
چرخههای بدهی، اعتبار، پول، نرخ بهره و بازارهای مالی که میتوانند به دورههای رونق، بحران بدهی و تغییر در ارزش پولها منجر شوند.
۲. شکافهای داخلی سیاسی و اجتماعی:
اختلافات مربوط به ثروت، درآمد، ارزشها و دیدگاههای سیاسی میتوانند نظم داخلی کشورها را تحت فشار قرار دهند و بر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی اثر بگذارند.
۳. تغییر نظم جهانی:
رقابت میان قدرتهای بزرگ و تغییر توازن قدرت میان کشورهای مسلط و قدرتهای در حال ظهور، یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده نظم بینالمللی است.
۴. پیشرفت و نوآوری فناوری:
نوآوریهای فناورانه میتوانند بهرهوری و رشد اقتصادی را افزایش دهند، اما همزمان کاربردهای نظامی و ژئوپلیتیکی نیز پیدا میکنند و موازنه قدرت را تغییر میدهند.
۵. نیروهای طبیعی:
خشکسالی، سیل، همهگیریها و سایر رویدادهای طبیعی میتوانند بر تولید، جمعیت، قیمت مواد غذایی، منابع و ثبات اقتصادی کشورها اثر بگذارند.
دالیو تأکید میکند که این پنج نیرو مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند؛ بلکه تعامل آنهاست که چرخههای بزرگ تاریخی را شکل میدهد. برای مثال، بحران بدهی میتواند با اختلافات داخلی و تغییرات سیاسی همراه شود و در ادامه، قدرت یک کشور را در رقابت بینالمللی کاهش دهد. از سوی دیگر، فناوری یا یک شوک طبیعی میتواند روندهای اقتصادی و سیاسی موجود را سرعت ببخشد.
از این منظر، «چرخه بزرگ» به معنای تکرار دقیق تاریخ نیست؛ بلکه چارچوبی برای شناسایی الگوهای مشابه، نقاط آسیبپذیری و نیروهای بلندمدت تغییر است.
بخش ششم: احتمال درگیریهای آینده
دالیو بر اساس شاخصها و الگوهای تاریخی خود، برای برخی از درگیریهای موجود یا احتمالی، برآوردهایی درباره احتمال وقوع یا تشدید آنها در پنج سال آینده ارائه کرده است. تأکید بر این نکته ضروری است که این اعداد پیشبینی قطعی یا برآورد رسمی دولتها و مؤسسات بینالمللی نیستند؛ بلکه ارزیابی شخصی دالیو از ریسک سناریوهای مختلف هستند.
بر اساس ارزیابی منتشرشده توسط او:
- جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل: از نگاه دالیو، درگیری موجود و در حال تشدید است.
- گسترش جنگ روسیه و اوکراین به درگیری مستقیم روسیه و ناتو: حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد.
- درگیری نظامی آمریکا و چین بر سر تایوان: حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد؛ دالیو سال ۲۰۲۸ را بهعنوان دورهای با ریسک بالاتر مطرح کرده است.
- درگیری نظامی مرتبط با کره شمالی: حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد.
- درگیری در دریای جنوبی چین میان چین، فیلیپین و احتمالاً آمریکا: حدود ۳۰ درصد.
دالیو در جمعبندی این سناریوها معتقد است احتمال وقوع حداقل یکی از این درگیریها در پنج سال آینده بیش از ۵۰ درصد است. بااینحال، او تأکید میکند که این ارزیابی به معنای پیشبینی قطعی وقوع یک جنگ جهانی تمامعیار نیست و هدف آن بیشتر نشان دادن سطح ریسک موجود در محیط ژئوپلیتیکی است.
از منظر سرمایهگذاری، اهمیت این اعداد بیشتر در شناخت سناریوهای پرریسک است تا تلاش برای پیشبینی دقیق زمان وقوع آنها. سرمایهگذار میتواند به جای اینکه تنها یک سناریو را محتمل بداند، اثر سناریوهای مختلف را بر نفت، طلا، ارزها، نرخ بهره، بازار سهام و سایر داراییها بررسی کند.

اطمینانی ژئوپلیتیکی را نیز در سناریوهای خود در نظر بگیرید. دالیو در سال ۲۰۲۶ نیز تأکید کرده که شرایط پیشرو ممکن است با دورهای که پس از جنگ جهانی دوم تجربه شده تفاوت قابلتوجهی داشته باشد.
۲. تنوعبخشی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تنوعبخشی فقط به معنای خرید چند سهم مختلف نیست. در یک سبد سرمایهگذاری، توجه به تنوع جغرافیایی، ارزی و طبقه دارایی میتواند وابستگی سرمایهگذار به یک سناریوی خاص را کاهش دهد. البته تنوعبخشی نیز ریسک را بهطور کامل حذف نمیکند.
۳. نقدشوندگی را نادیده نگیرید.
در دورههای بحران، نقدشوندگی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. داشتن بخشی از سرمایه در داراییهایی که امکان تبدیل نسبتاً سریع آنها به وجه نقد وجود دارد، میتواند انعطافپذیری بیشتری برای واکنش به تغییر شرایط ایجاد کند.
۴. داراییهای واقعی را بهعنوان بخشی از تحلیل در نظر بگیرید.
طلا، کالاها، منابع طبیعی و برخی داراییهای واقعی ممکن است در سناریوهای تورمی یا بیثباتی پولی رفتار متفاوتی نسبت به داراییهای مالی داشته باشند. بااینحال، هیچیک از این داراییها در همه شرایط نقش «پناهگاه امن» تضمینشده ندارند.
۵. هدف سرمایهگذاری را با سطح ریسک هماهنگ کنید.
در محیطی با نااطمینانی بالا، حفظ سرمایه و کنترل افت سرمایه ممکن است برای برخی سرمایهگذاران اهمیت بیشتری از دنبال کردن حداکثر بازده داشته باشد. انتخاب ترکیب دارایی باید بر اساس افق سرمایهگذاری، تحمل ریسک، نقدینگی موردنیاز و اهداف مالی انجام شود.
برای تبدیل این دیدگاه کلان به یک استراتژی سرمایهگذاری شخصی، صرفاً دنبال کردن اخبار ژئوپلیتیکی کافی نیست. لازم است مشخص شود هر سناریو چه اثری بر سبد دارایی فرد دارد و در صورت تغییر شرایط، چه میزان از سبد باید بازتنظیم شود. برای این منظور، میتوانید چارچوب استراتژی شخصی خود را در پارادایم بررسی کنید.
در نهایت، یکی از مهمترین پیامهای چارچوب دالیو این است که تاریخ دقیقاً تکرار نمیشود، اما الگوهای مشابه میتوانند دوباره ظاهر شوند. شناخت این الگوها به سرمایهگذار کمک میکند به جای واکنش احساسی به هر خبر، نیروهای بلندمدت مؤثر بر اقتصاد و بازارها را بهتر ببیند.
برای سرمایهگذاران ایرانی، این تحلیل چه معنایی دارد؟
برای سرمایهگذار ایرانی، بررسی چرخه بزرگ باید با درنظرگرفتن شرایط خاص اقتصاد ایران انجام شود. وابستگی به درآمدهای نفتی، تحریمها، تورم، نوسانات ارزی و تغییر روابط اقتصادی با قدرتهای جهانی باعث میشود تحولات ژئوپلیتیکی بتوانند اثر مستقیمی بر متغیرهای اقتصادی داخلی داشته باشند.
از این منظر، چند موضوع اهمیت ویژهای پیدا میکند:
- نقش نفت در اقتصاد ایران همچنان مهم است، اما روندهای انرژی جهانی، فناوری و سیاستهای تحریمی میتوانند ساختار این وابستگی را در طول زمان تغییر دهند.
- روابط اقتصادی با شرق میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند، اما نباید آن را به معنای حذف کامل روابط و ریسکهای ناشی از سایر بازارها دانست.
- انعطافپذیری سبد داراییها در اقتصادی با تورم و نوسان ارزی بالا اهمیت ویژهای دارد؛ البته ترکیب مناسب داراییها برای هر فرد به شرایط مالی و میزان تحمل ریسک او بستگی دارد.
- در چنین محیطی، دانش و تحلیل جایگزین شانس و تصمیمگیری هیجانی میشود؛ اما هیچ چارچوب تحلیلی نمیتواند آینده بازار را با قطعیت پیشبینی کند.
بنابراین، مهمترین درس برای سرمایهگذار ایرانی نه تلاش برای پیشبینی اینکه «کدام کشور برنده خواهد شد» یا «کدام دارایی حتماً رشد میکند»، بلکه ایجاد چارچوبی است که بتواند در برابر چند سناریوی متفاوت اقتصادی و ژئوپلیتیکی مقاومت کند.
برای بررسی واکنش واقعی بازارها به این سناریوها نیز میتوانید نمودار داراییهای مختلف را در اینچارت مقایسه و تحلیل کنید.



