فرض کنید پیش‌بینی می‌کنید قیمت یک سهم در ماه‌های آینده افزایش پیدا می‌کند، اما نمی‌خواهید تمام سرمایه موردنیاز برای خرید آن سهم را پرداخت کنید. یا شاید سهامی در سبد سرمایه‌گذاری خود دارید و نگران هستید که با ریزش بازار، بخشی از ارزش دارایی‌تان از بین برود.

آیا راهی وجود دارد که بدون خرید مستقیم دارایی، از تغییرات قیمت آن استفاده کنید؟ آیا می‌توان برای یک سهم، محدوده‌ای از زیان احتمالی تعیین کرد و هم‌زمان از افزایش قیمت آن نیز بهره‌مند شد؟

بازار آپشن یا اختیار معامله برای پاسخ‌دادن به چنین نیازهایی شکل گرفته است.

در این بازار، معامله‌گر به‌جای خرید مستقیم یک دارایی، می‌تواند حق خرید یا فروش آن را با شرایط مشخص معامله کند. همین تفاوت ظاهراً ساده، فرصت‌های متنوعی برای مدیریت سرمایه ایجاد می‌کند؛ از محافظت در برابر کاهش قیمت گرفته تا طراحی استراتژی‌هایی که در بازار صعودی، نزولی یا حتی کم‌نوسان کاربرد دارند.

البته ابزار آپشن همان‌قدر که می‌تواند مفید باشد، در صورت استفاده غیراصولی نیز خطرناک است. قیمت قراردادهای اختیار معامله فقط به بالا یا پایین رفتن قیمت سهم وابسته نیست. زمان باقی‌مانده تا سررسید، میزان نوسانات بازار، قیمت اعمال و هزینه خرید قرارداد هم در نتیجه نهایی نقش دارند. به همین دلیل ممکن است جهت حرکت بازار را درست پیش‌بینی کنید، اما در معامله خود زیان ببینید.

در این راهنمای آموزشی از فایننس، مفاهیم بازار آپشن را از ابتدا و با مثال‌های ساده توضیح می‌دهیم. هدف این است که حتی اگر تاکنون هیچ معامله‌ای در بازار اختیار انجام نداده‌اید، بتوانید منطق این ابزار را درک کنید، اجزای یک قرارداد را بشناسید و با دید روشن‌تری درباره فرصت‌ها و ریسک‌های آن تصمیم بگیرید.

بازار آپشن چیست؟

بازار آپشن (Options Market) بخشی از بازار مشتقه است که در آن قراردادهای اختیار معامله خریدوفروش می‌شوند.

اختیار معامله یا Option قراردادی است که به خریدار این حق را می‌دهد که یک دارایی مشخص را با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در زمان یا بازه زمانی مشخص بخرد یا بفروشد.

نکته اصلی در این تعریف، کلمه «حق» است.

وقتی یک سهم را مستقیماً می‌خرید، مالک آن می‌شوید و سود یا زیان شما به تغییر قیمت همان سهم وابسته است. اما وقتی یک قرارداد آپشن می‌خرید، لزوماً مالک سهم نیستید. در واقع مبلغی پرداخت می‌کنید تا امکان انجام یک معامله را با شرایط از پیش تعیین‌شده به دست آورید. برای مثال، ممکن است امروز حق خرید سهمی را با قیمت مشخص و سررسید دوماهه خریداری کنید. اگر تا زمان مجاز اعمال، شرایط بازار به نفع شما تغییر کند، می‌توانید از این حق استفاده کنید. اگر شرایط مناسب نباشد، الزامی به استفاده از آن ندارید. این ویژگی باعث می‌شود خریدار بتواند ریسک خود قرارداد را از ابتدا مشخص کند. در یک موقعیت خرید ساده آپشن، حداکثر زیان به پریمیوم پرداختی و هزینه‌های معامله محدود است.

اما توجه داشته باشید که این محدودیت فقط درباره خریدار قرارداد صدق می‌کند. فروشنده آپشن در مقابل مبلغی که دریافت می‌کند، تعهد می‌پذیرد و ممکن است با زیان قابل‌توجهی روبه‌رو شود.

در واقع، آپشن را نباید بازاری دانست که در آن همه معامله‌گران ریسک محدودی دارند. ساختار موقعیت معاملاتی تعیین می‌کند چه کسی حق انتخاب دارد و چه کسی مسئول اجرای تعهد است. آپشن‌ها روی دارایی‌های مختلفی مانند سهام، صندوق‌های قابل معامله، شاخص‌های بورسی و برخی کالاها تعریف می‌شوند. شرایط دقیق هر قرارداد نیز به بازار و مشخصات همان ابزار بستگی دارد.

آپشن چیست

اختیار خرید و اختیار فروش چه تفاوتی دارند؟

تمام قراردادهای آپشن در ساده‌ترین شکل خود به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: اختیار خرید و اختیار فروش. شناخت تفاوت این دو قرارداد، پایه یادگیری سایر مفاهیم بازار اختیار معامله است.

اختیار خرید (Call Option) چیست؟

اختیار خرید به دارنده قرارداد این حق را می‌دهد که دارایی پایه را با قیمت مشخصی خریداری کند.

برای درک بهتر، فرض کنید خانه‌ای امروز ۱۰ میلیارد تومان قیمت دارد و شما پیش‌بینی می‌کنید طی دو ماه آینده گران‌تر شود. بااین‌حال، فعلاً قصد ندارید تمام ۱۰ میلیارد تومان را برای خرید آن پرداخت کنید. با فروشنده توافق می‌کنید که در ازای پرداخت ۲۰۰ میلیون تومان، تا دو ماه آینده حق خرید خانه را با همان قیمت ۱۰ میلیارد تومان داشته باشید. حالا اگر قیمت خانه به ۱۲ میلیارد تومان برسد، توافق شما ارزشمند می‌شود. زیرا می‌توانید خانه‌ای را که در بازار ۱۲ میلیارد تومان قیمت دارد، با قیمت ۱۰ میلیارد تومان بخرید. در مقابل، اگر قیمت خانه به ۹ میلیارد تومان کاهش پیدا کند، منطقی نیست آن را ۱۰ میلیارد تومان بخرید. بنابراین از حق خود استفاده نمی‌کنید. در این حالت، زیان شما همان مبلغی است که برای دریافت حق خرید پرداخت کرده‌اید. این دقیقاً منطق یک قرارداد اختیار خرید است.

در بازار سهام نیز خریدار Call انتظار دارد قیمت دارایی پایه افزایش پیدا کند. البته صرف افزایش قیمت برای سودآورشدن قرارداد کافی نیست؛ موضوعی که در بخش محاسبه نقطه سربه‌سر بررسی خواهیم کرد.

اختیار فروش (Put Option) چیست؟

اختیار فروش عملکردی متفاوت دارد. خریدار این قرارداد حق پیدا می‌کند دارایی مشخصی را با قیمت از پیش تعیین‌شده بفروشد.

فرض کنید سهامی در سبد سرمایه‌گذاری خود دارید که هر سهم آن ۱۰ هزار تومان قیمت دارد. از یک طرف، انتظار دارید این سهم در بلندمدت رشد کند و نمی‌خواهید آن را بفروشید؛ از طرف دیگر، نگران هستید که بازار در کوتاه‌مدت ریزش کند. در چنین شرایطی می‌توانید اختیار فروشی با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان خریداری کنید. اگر قیمت سهم به ۸ هزار تومان کاهش پیدا کند، اختیار فروش شما همچنان امکان فروش سهم را با قیمت ۱۰ هزار تومان فراهم می‌کند؛ البته با رعایت شرایط اعمال و تسویه قرارداد. اگر قیمت سهم افزایش پیدا کند، نیازی به استفاده از حق فروش ندارید و می‌توانید سهام خود را نگه دارید.

به همین دلیل، خرید اختیار فروش را می‌توان به خرید بیمه برای یک دارایی تشبیه کرد. مانند بیمه، برای داشتن این پوشش باید هزینه‌ای پرداخت کنید. این هزینه همان پریمیوم قرارداد است و در محاسبه بازده نهایی شما اثر دارد.

اختیار خرید و اختیار فروش

آیا برای خرید اختیار فروش باید از قبل سهام داشته باشیم؟

خیر. داشتن دارایی پایه برای خرید خود قرارداد اختیار فروش الزامی نیست.

ممکن است معامله‌گری صرفاً با پیش‌بینی کاهش قیمت یک سهم، اختیار فروش آن را خریداری کند و در صورت افزایش ارزش قرارداد، آن را در بازار بفروشد. اما اگر قصد استفاده از اختیار فروش برای بیمه‌کردن سهام موجود در سبد را داشته باشید، باید تعداد قراردادها را متناسب با مقدار دارایی خود انتخاب کنید. همچنین در تسویه فیزیکی، برای اجرای حق فروش باید بتوانید دارایی موضوع قرارداد را مطابق مقررات تحویل دهید. بنابراین خرید اختیار فروش برای پوشش ریسک یک سبد با خرید آن برای معامله روی کاهش قیمت تفاوت دارد، حتی اگر از یک قرارداد مشابه استفاده شود.

خریدار و فروشنده آپشن چه تعهداتی دارند؟

یکی از اشتباهات رایج افراد تازه‌کار این است که تصور می‌کنند خریدوفروش آپشن مانند خریدوفروش معمولی سهام است.

در بازار سهام، خریدار مالک سهم می‌شود و فروشنده مالکیت آن را منتقل می‌کند. اما در بازار آپشن، معامله میان دو طرف با حقوق و تعهدات متفاوت شکل می‌گیرد. خریدار برای دریافت یک حق، پریمیوم پرداخت می‌کند. فروشنده در ازای دریافت آن مبلغ، مسئولیت اجرای قرارداد را در صورت اعمال می‌پذیرد.

برای مثال، وقتی اختیار خرید یک سهم را می‌خرید، حق خرید آن سهم با قیمت اعمال به شما تعلق می‌گیرد. در طرف مقابل، فروشنده متعهد است در صورت اعمال قرارداد، سهم را طبق شرایط توافق‌شده به شما بفروشد. در اختیار فروش نیز خریدار حق فروش دارد و فروشنده متعهد به خرید دارایی در قیمت اعمال است. تفاوت این دو موقعیت را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

نوع موقعیت حق یا تعهد معامله‌گر
خریدار اختیار خرید حق خرید دارایی
فروشنده اختیار خرید تعهد به فروش دارایی
خریدار اختیار فروش حق فروش دارایی
فروشنده اختیار فروش تعهد به خرید دارایی

این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ریسک خریدار و فروشنده یکسان نیست. فروشنده ممکن است ابتدا پریمیوم دریافت کند، اما در صورت حرکت شدید بازار برخلاف موقعیت خود، ملزم به اجرای تعهدی شود که هزینه آن از مبلغ دریافتی بیشتر است. در بازارهای سازمان‌یافته، برای مدیریت این ریسک معمولاً سازوکارهایی مانند وجه تضمین و پایش تعهدات فروشندگان وجود دارد.

 مهم‌ترین اصطلاحات و ارکان قرارداد آپشن کدام‌اند؟

قبل از آنکه نخستین معامله اختیار را انجام دهید، لازم است اطلاعات درج‌شده در مشخصات قرارداد را بشناسید. وقتی در سامانه معاملاتی با چندین قرارداد اختیار خرید یا فروش روی یک سهم مواجه می‌شوید، ممکن است همه آن‌ها ظاهراً به یک دارایی مربوط باشند. اما قیمت اعمال، سررسید، پریمیوم و اندازه قرارداد می‌تواند متفاوت باشد. در نتیجه، هر قرارداد رفتار و ریسک مخصوص به خود را دارد.

۱. دارایی پایه  (Underlying Asset)

دارایی پایه همان دارایی‌ای است که قرارداد آپشن بر اساس آن ایجاد شده است. اگر اختیار خرید سهام یک شرکت را معامله کنید، سهام آن شرکت دارایی پایه قرارداد محسوب می‌شود. اگر قرارداد روی یک صندوق قابل معامله تعریف شده باشد، واحدهای آن صندوق دارایی پایه هستند.

قیمت دارایی پایه از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده ارزش قرارداد است. برای مثال، اگر اختیار خرید روی سهمی با قیمت ۵ هزار تومان تعریف شده باشد، افزایش یا کاهش قیمت همان سهم معمولاً بر ارزش اختیار خرید اثر می‌گذارد. به همین دلیل، تحلیل آپشن بدون بررسی وضعیت دارایی پایه کامل نیست. معامله‌گر باید علاوه بر خود قرارداد، روند قیمت سهم، حجم معاملات، وضعیت بازار و عوامل مؤثر بر آن دارایی را نیز بررسی کند.

۲. قیمت اعمال  (Strike Price)

قیمت اعمال، قیمتی است که خریدار حق دارد دارایی را بر اساس آن بخرد یا بفروشد.

فرض کنید قیمت فعلی یک سهم ۸ هزار تومان است و اختیار خریدی با قیمت اعمال ۹ هزار تومان در بازار وجود دارد. خریدار این قرارداد حق دارد در زمان مجاز، سهم را با قیمت ۹ هزار تومان خریداری کند. حال اگر قیمت سهم به ۱۲ هزار تومان برسد، حق خرید در قیمت ۹ هزار تومان دارای ارزش ذاتی خواهد بود. اما اگر قیمت سهم به ۷ هزار تومان کاهش پیدا کند، خرید آن با قیمت ۹ هزار تومان منطقی نیست.

قیمت اعمال با قیمت روز سهم تفاوت دارد. قیمت روز سهم مرتب تغییر می‌کند، اما قیمت اعمال قرارداد پس از تعریف آن ثابت است؛ مگر آنکه طبق مقررات، تعدیلاتی مانند تغییرات ناشی از اقدامات شرکتی اعمال شود.

۳. پریمیوم  (Premium)

پریمیوم، قیمت خود قرارداد آپشن است؛ یعنی مبلغی که خریدار برای به‌دست‌آوردن حق خرید یا فروش پرداخت می‌کند.

برگردیم به مثال خانه. مبلغ ۲۰۰ میلیون تومانی که برای دریافت حق خرید خانه پرداخت کردیم، همان پریمیوم است. در بازار سهام نیز اگر قیمت اختیار خرید یک سهم ۲۰۰ تومان باشد، خریدار باید این مبلغ را به ازای هر سهم موضوع قرارداد پرداخت کند. البته هزینه نهایی به اندازه قرارداد بستگی دارد.

نکته مهم این است که پریمیوم، سود قرارداد نیست. پریمیوم هزینه ورود خریدار و مبلغ دریافتی اولیه فروشنده است.

همچنین قیمت اعمال و پریمیوم دو مفهوم کاملاً متفاوت‌اند. برای مثال، ممکن است قیمت اعمال قراردادی ۱۰ هزار تومان باشد، اما پریمیوم آن ۴۰۰ تومان معامله شود.

۴. تاریخ سررسید  (Expiration Date)

سررسید، تاریخی است که عمر قرارداد آپشن به پایان می‌رسد.

برخلاف سهام که می‌توان آن را برای مدت طولانی نگهداری کرد، اختیار معامله تاریخ انقضا دارد. ممکن است دو قرارداد اختیار خرید روی یک سهم، قیمت اعمال یکسانی داشته باشند، اما یکی یک ماه و دیگری سه ماه تا سررسید فاصله داشته باشد. این دو قرارداد الزاماً قیمت یکسانی ندارند؛ زیرا مدت‌زمان باقی‌مانده برای تغییر قیمت سهم متفاوت است. هرچه زمان بیشتری باقی مانده باشد، فرصت بیشتری برای تحقق سناریوی مورد انتظار معامله‌گر وجود دارد. البته داشتن زمان بیشتر همیشه به معنای مناسب‌بودن یک قرارداد نیست؛ زیرا معمولاً برای خرید اختیار با سررسید طولانی‌تر باید هزینه بیشتری پرداخت کرد.

۵. اندازه قرارداد  (Contract Size)

اندازه قرارداد مشخص می‌کند هر قرارداد اختیار مربوط به چه تعداد واحد از دارایی پایه است.

فرض کنید اندازه یک قرارداد، ۱۰۰۰ سهم باشد و پریمیوم آن به ازای هر سهم ۲۰۰ تومان تعیین شده باشد. در این حالت هزینه خرید یک قرارداد برابر است با:

۱۰۰۰ × ۲۰۰ = ۲۰۰ هزار تومان

اگر به‌جای یک قرارداد، ۱۰ قرارداد خریداری کنید، هزینه اولیه شما به ۲ میلیون تومان می‌رسد؛ بدون احتساب کارمزد.

بنابراین برای محاسبه سرمایه موردنیاز، نباید صرفاً قیمت نمایش‌داده‌شده روی تابلو را در نظر گرفت. اندازه قرارداد یکی از اطلاعات ضروری برای محاسبه سود و زیان، میزان تعهد و تعداد قراردادهای مناسب برای پوشش ریسک است.

۶. موقعیت باز  (Open Position)

زمانی که یک قرارداد اختیار خریداری یا فروخته می‌شود و هنوز معامله معکوس یا تسویه‌ای برای بستن آن انجام نشده است، معامله‌گر دارای موقعیت باز است.

برای مثال، اگر سه قرارداد اختیار خرید داشته باشید و هنوز آن‌ها را نفروخته یا تسویه نکرده باشید، سه موقعیت خرید باز دارید.

اگر پیش از سررسید همان سه قرارداد را در بازار بفروشید، موقعیت خرید شما بسته می‌شود. به این کار بستن موقعیت معاملاتی گفته می‌شود.

بستن موقعیت با اعمال قرارداد تفاوت دارد. در بستن موقعیت، خود قرارداد در بازار معامله می‌شود؛ اما در اعمال، از حق قراردادی برای خرید یا فروش دارایی طبق شرایط تعیین‌شده استفاده می‌کنید.

۷. اعمال قرارداد  (Exercise)

اعمال یعنی خریدار تصمیم بگیرد از حق خرید یا فروش خود استفاده کند.

اگر اختیار خرید داشته باشید، اعمال به معنای استفاده از حق خرید دارایی در قیمت اعمال است.

اگر اختیار فروش داشته باشید، اعمال به معنای استفاده از حق فروش دارایی در قیمت اعمال خواهد بود.

زمان مجاز اعمال و نحوه انجام آن در همه بازارها یکسان نیست. برخی قراردادها امکان اعمال پیش از سررسید دارند و برخی فقط در تاریخ سررسید قابل اعمال‌اند. همچنین شرایط تسویه نقدی یا فیزیکی ممکن است متفاوت باشد. به همین دلیل باید پیش از معامله، مشخصات قرارداد را مطالعه کنید.

5 مفهوم قبل معامله

سود و زیان در اختیار خرید چگونه محاسبه می‌شود؟

برای فهم این موضوع، همان مثال خانه را با جزئیات بیشتری بررسی می‌کنیم.

فرض کنید خانه‌ای امروز ۱۰ میلیارد تومان قیمت دارد. شما انتظار افزایش قیمت دارید و با پرداخت ۲۰۰ میلیون تومان، حق خرید آن را با قیمت ۱۰ میلیارد تومان دریافت می‌کنید. قرارداد شما دو ماه اعتبار دارد.حالا ببینیم اگر در پایان این دو ماه قیمت خانه تغییر کند، نتیجه معامله چه خواهد بود.

حالت اول: قیمت خانه کاهش پیدا کند

اگر قیمت خانه به ۸ میلیارد تومان برسد، خرید آن با قیمت ۱۰ میلیارد تومان منطقی نیست. شما از حق خرید استفاده نمی‌کنید و قرارداد بدون ارزش ذاتی منقضی می‌شود. در نتیجه، ۲۰۰ میلیون تومان پرداختی را از دست می‌دهید.

حالت دوم: قیمت خانه کمی افزایش پیدا کند

اگر قیمت خانه به ۱۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان برسد، پیش‌بینی شما درباره جهت بازار درست بوده است. اما آیا سود کرده‌اید؟ خیر! حق خرید خانه با قیمت ۱۰ میلیارد تومان، اکنون ۱۰۰ میلیون تومان ارزش دارد. درحالی‌که برای به‌دست‌آوردن این حق ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده‌اید. بنابراین نتیجه خالص معامله شما ۱۰۰ میلیون تومان زیان است. این مثال نشان می‌دهد درست تشخیص‌دادن جهت بازار به‌تنهایی برای سودآوری کافی نیست.

حالت سوم: قیمت خانه به نقطه سربه‌سر برسد

اگر قیمت خانه به ۱۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برسد، ارزش حق خرید شما برابر با هزینه اولیه آن خواهد بود. در واقع ۲۰۰ میلیون تومان افزایش قیمت، دقیقاً پریمیوم پرداختی را جبران می‌کند. در این حالت، سود و زیان خالص شما، بدون درنظرگرفتن کارمزدها، صفر خواهد بود.

حالت چهارم: قیمت خانه رشد قابل‌توجهی داشته باشد

اگر قیمت خانه به ۱۲ میلیارد تومان برسد، حق خرید با قیمت ۱۰ میلیارد تومان، ۲ میلیارد تومان ارزش خواهد داشت. با کسر ۲۰۰ میلیون تومان هزینه اولیه، سود خالص شما برابر با یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان می‌شود.

خلاصه این مثال را می‌توان در جدول زیر مشاهده کرد:

نتیجه خالص معامله قیمت خانه در پایان قرارداد
۲۰۰ میلیون تومان زیان ۸ میلیارد تومان
۲۰۰ میلیون تومان زیان ۱۰ میلیارد تومان
۱۰۰ میلیون تومان زیان ۱۰.۱ میلیارد تومان
سربه‌سر ۱۰.۲ میلیارد تومان
۱.۸ میلیارد تومان سود ۱۲ میلیارد تومان

تمام این محاسبات مربوط به یک مثال ساده‌شده و نتیجه قرارداد در سررسید است.

در بازار واقعی، معامله‌گر ممکن است قبل از سررسید قرارداد خود را بفروشد. در این صورت، سود و زیان او بر اساس تفاوت قیمت خرید و فروش آپشن محاسبه می‌شود؛ حتی اگر دارایی پایه هنوز به نقطه سربه‌سر سررسید نرسیده باشد.

نقطه سربه‌سر (Break-even) در آپشن چیست؟

نقطه سربه‌سر قیمتی است که در آن سود حاصل از قرارداد، هزینه اولیه آن را جبران می‌کند.

به بیان ساده، اگر قیمت دارایی در سررسید به نقطه سربه‌سر برسد، معامله‌گر نه سود خالص دارد و نه زیان خالص؛ البته با فرض صرف‌نظرکردن از کارمزدها و سایر هزینه‌ها. برای محاسبه نقطه سربه‌سر اختیار خرید، قیمت اعمال را با پریمیوم پرداختی جمع می‌کنیم:

نقطه سربه‌سر اختیار خرید = قیمت اعمال + پریمیوم

برای مثال، اگر اختیار خرید سهمی با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان و پریمیوم ۵۰۰ تومان خریداری کرده باشید، نقطه سربه‌سر شما در سررسید ۱۰ هزار و ۵۰۰ تومان خواهد بود. اگر قیمت سهم در سررسید ۱۰ هزار و ۲۰۰ تومان باشد، قرارداد ارزش ذاتی دارد، اما پس از کسر هزینه خرید هنوز در زیان هستید.

برای اختیار فروش، رابطه برعکس است:

نقطه سربه‌سر اختیار فروش = قیمت اعمال − پریمیوم

فرض کنید اختیار فروش سهمی با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان و پریمیوم ۴۰۰ تومان خریده‌اید. نقطه سربه‌سر شما ۹ هزار و ۶۰۰ تومان است. اگر قیمت سهم در سررسید به ۹ هزار تومان برسد، ارزش ذاتی قرارداد ۱۰۰۰ تومان خواهد بود. پس از کسر پریمیوم ۴۰۰ تومانی، ۶۰۰ تومان سود خالص به ازای هر سهم خواهید داشت.

این محاسبات برای موقعیت خرید ساده و در سررسید کاربرد دارند. اگر چند قرارداد را با یکدیگر ترکیب کنید، ممکن است ساختار سود و زیان و تعداد نقاط سربه‌سر متفاوت باشد.

نقطه سر به سر

چرا نقطه سربه‌سر قبل از سررسید متفاوت است؟

یکی از نکات مهمی که معامله‌گران تازه‌کار باید بدانند این است که نقطه سربه‌سر محاسبه‌شده با فرمول‌های بالا، به نتیجه قرارداد در زمان سررسید مربوط است. پیش از سررسید، قرارداد علاوه بر ارزش ذاتی می‌تواند ارزش زمانی داشته باشد.

برای مثال، ممکن است سهمی امروز ۱۰ هزار تومان قیمت داشته باشد و اختیار خرید آن با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان و پریمیوم ۵۰۰ تومان معامله شود. اگر چند روز بعد قیمت سهم به ۱۰ هزار و ۳۰۰ تومان برسد، ممکن است پریمیوم اختیار به ۷۰۰ تومان افزایش پیدا کند. در این صورت، خریدار می‌تواند با فروش قرارداد خود ۲۰۰ تومان سود به ازای هر سهم کسب کند؛ درحالی‌که قیمت سهم هنوز به نقطه سربه‌سر ۱۰ هزار و ۵۰۰ تومانی سررسید نرسیده است. دلیل این اتفاق آن است که قرارداد هنوز منقضی نشده و ارزش زمانی دارد.

این موضوع ما را به یکی از مهم‌ترین مباحث قیمت‌گذاری آپشن می‌رساند.

ارزش ذاتی و ارزش زمانی آپشن چیست؟

قیمت یک قرارداد اختیار معامله از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود: ارزش ذاتی و ارزش زمانی.

شناخت این دو مفهوم کمک می‌کند متوجه شوید چرا دو قرارداد ظاهراً مشابه، ممکن است قیمت‌های متفاوتی داشته باشند و چرا گاهی قیمت آپشن بدون تغییر محسوس در قیمت دارایی پایه کاهش پیدا می‌کند.

به‌صورت ساده می‌توان گفت:

پریمیوم = ارزش ذاتی + ارزش زمانی

این رابطه یکی از مفاهیم پایه در آموزش قیمت‌گذاری اختیار معامله است.

ارزش ذاتی (Intrinsic Value) چیست؟

ارزش ذاتی نشان می‌دهد اگر قرارداد در همین لحظه قابل اعمال باشد، حق خرید یا فروش آن چه مقدار ارزش اقتصادی دارد.

فرض کنید قیمت فعلی یک سهم ۱۲ هزار تومان است و شما اختیار خرید همان سهم را با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان دارید. در این شرایط، حق خرید سهم با قیمت ۱۰ هزار تومان ارزشمند است؛ زیرا قیمت بازار آن ۲ هزار تومان بالاتر است. بنابراین ارزش ذاتی این اختیار خرید برابر با ۲ هزار تومان خواهد بود. حالا اگر قیمت سهم به ۹ هزار تومان کاهش پیدا کند، اختیار خرید با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان ارزش ذاتی نخواهد داشت. توجه داشته باشید که ارزش ذاتی نمی‌تواند منفی باشد.

اگر اعمال قرارداد صرفه اقتصادی نداشته باشد، ارزش ذاتی آن صفر در نظر گرفته می‌شود.

در اختیار فروش نیز وضعیت برعکس است. اگر قیمت اعمال یک اختیار فروش ۱۰ هزار تومان و قیمت روز سهم ۸ هزار تومان باشد، ارزش ذاتی آن ۲ هزار تومان خواهد بود؛ زیرا دارنده حق دارد سهم را گران‌تر از قیمت بازار بفروشد.

بنابراین ارزش ذاتی به رابطه میان قیمت دارایی پایه و قیمت اعمال بستگی دارد.

ارزش زمانی (Time Value) چیست؟

ارزش زمانی بخشی از پریمیوم است که علاوه بر ارزش ذاتی برای قرارداد پرداخت می‌شود.

برگردیم به همان مثال خانه.

فرض کنید قیمت خانه ۱۰ میلیارد تومان است و شما حق خرید آن را با قیمت ۱۰ میلیارد تومان دارید. اگر همین امروز از حق خود استفاده کنید، سود مستقیمی به دست نمی‌آورید؛ چون قیمت خرید و قیمت بازار برابر است. اما اگر دو ماه تا پایان قرارداد باقی مانده باشد، این حق همچنان می‌تواند ارزشمند باشد.

چرا؟

چون هنوز فرصت دارید قیمت خانه افزایش پیدا کند. ممکن است در طول این دو ماه قیمت خانه به ۱۱ یا ۱۲ میلیارد تومان برسد. همین فرصت باقی‌مانده باعث می‌شود خریدار حاضر باشد برای داشتن حق خرید مبلغی پرداخت کند. در بازار اختیار معامله، این بخش از قیمت قرارداد را ارزش زمانی می‌نامیم.

برای مثال، فرض کنید سهمی ۱۰ هزار تومان قیمت دارد و اختیار خرید آن با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان و پریمیوم ۵۰۰ تومان معامله می‌شود. ازآنجاکه قیمت سهم و قیمت اعمال برابر است، قرارداد ارزش ذاتی ندارد. پس تمام پریمیوم ۵۰۰ تومانی آن از ارزش زمانی تشکیل شده است. اما اگر قیمت سهم به ۱۱ هزار تومان برسد و پریمیوم اختیار خرید ۱۳۰۰ تومان باشد، می‌توان قیمت قرارداد را به دو بخش تقسیم کرد:

ارزش ذاتی: ۱۰۰۰ تومان

ارزش زمانی: ۳۰۰ تومان

مجموع این دو بخش همان پریمیوم ۱۳۰۰ تومانی قرارداد است.

ارزش زمانی

آیا ارزش زمانی همیشه ثابت می‌ماند؟

خیر، ارزش زمانی مرتب تغییر می‌کند!

مهم‌ترین عوامل مؤثر بر آن، مدت باقی‌مانده تا سررسید و میزان نوسان مورد انتظار بازار هستند.

در شرایط یکسان، قراردادی که زمان بیشتری تا سررسید دارد، معمولاً ارزش زمانی بالاتری خواهد داشت؛ زیرا فرصت بیشتری برای تغییر قیمت دارایی پایه باقی مانده است. البته قیمت اختیار فقط تابع زمان نیست. افزایش یا کاهش نوسان مورد انتظار بازار نیز می‌تواند ارزش زمانی را تغییر دهد. به همین دلیل، نباید انتظار داشت قیمت تمام قراردادهای آپشن صرفاً متناسب با تعداد روزهای باقی‌مانده حرکت کند. در سررسید، ارزش زمانی قرارداد به صفر می‌رسد و ارزش قرارداد در چارچوب تسویه، بر اساس ارزش ذاتی آن تعیین می‌شود.

تتا (Theta) چیست و چرا برای معامله‌گران اهمیت دارد؟

در بازار آپشن، زمان فقط یک تاریخ روی قرارداد نیست. گذشت زمان می‌تواند مستقیماً بر ارزش سرمایه معامله‌گر اثر بگذارد.

فرض کنید یک اختیار خرید را با پریمیوم ۲۰۰ تومان خریداری کرده‌اید. قیمت دارایی پایه تغییر نکرده و شرایط دیگر بازار نیز ثابت مانده است. با گذشت یک روز، ممکن است ارزش نظری قرارداد از ۲۰۰ تومان به ۱۹۵ تومان کاهش پیدا کند. یعنی بدون آنکه قیمت سهم ریزش کرده باشد، ارزش اختیار خرید شما کمتر شده است. این اتفاق ناشی از کاهش ارزش زمانی قرارداد است. برای اندازه‌گیری این حساسیت از مفهومی به نام تتا استفاده می‌شود.

تتا (Theta) نشان می‌دهد با گذشت زمان و ثابت‌بودن سایر عوامل، انتظار می‌رود ارزش نظری یک قرارداد آپشن چه مقدار تغییر کند. اگر تتای یک موقعیت خرید آپشن منفی ۵ تومان باشد، به این معناست که با ثابت‌ماندن سایر شرایط، ارزش نظری قرارداد در یک روز تقریباً ۵ تومان کاهش پیدا می‌کند. این عدد قطعی نیست و ممکن است با تغییر شرایط بازار، خود تتا نیز تغییر کند.

تتا چیست

چرا ارزش زمانی با نزدیک‌شدن به سررسید کاهش پیدا می‌کند؟

فرض کنید برای افزایش قیمت یک سهم، سه ماه فرصت دارید. طبیعی است که در این مدت احتمال وقوع یک حرکت قیمتی قابل‌توجه بیشتر از حالتی باشد که فقط دو روز تا پایان قرارداد باقی مانده است. هرچه فرصت کمتر شود، ارزش بخشی از پریمیوم که بابت احتمال حرکت آینده پرداخت شده نیز معمولاً کاهش پیدا می‌کند. این فرایند را کاهش ارزش زمانی یا Time Decay می‌نامند. برای برخی قراردادها، به‌خصوص قراردادهایی که قیمت اعمال آن‌ها نزدیک قیمت روز دارایی پایه است، این کاهش با نزدیک‌شدن به سررسید سریع‌تر می‌شود.

آیا تتا همیشه به ضرر خریدار است؟

تتای منفی برای خریدار یک قرارداد ساده، به معنای وجود فشار ناشی از گذشت زمان است؛ اما این موضوع به معنی زیان قطعی نیست.

ممکن است قیمت دارایی پایه در جهت مناسب حرکت کند و افزایش ارزش ذاتی قرارداد، کاهش ارزش زمانی را جبران کند. همچنین افزایش نوسان مورد انتظار بازار می‌تواند بر پریمیوم اثر مثبت بگذارد. از طرف دیگر، فروشنده آپشن معمولاً از کاهش ارزش زمانی موقعیت فروخته‌شده خود منتفع می‌شود؛ البته تا زمانی که سایر عوامل، به‌ویژه حرکت قیمت دارایی پایه، زیان بزرگ‌تری ایجاد نکنند. بنابراین، این تصور که فروش آپشن صرفاً به دلیل گذشت زمان سودآور است، درست نیست.

یک مثال ساده از اهمیت زمان‌بندی

فرض کنید پیش‌بینی کرده‌اید قیمت یک سهم به‌زودی افزایش پیدا می‌کند و اختیار خرید آن را با سررسید یک‌ماهه می‌خرید. اما قیمت سهم تا پایان ماه تغییری نمی‌کند و قرارداد شما بدون ارزش ذاتی منقضی می‌شود. یک هفته بعد، سهم رشد قابل‌توجهی را تجربه می‌کند. در این مثال، تحلیل شما درباره جهت حرکت قیمت درست بوده، اما زمان‌بندی آن اشتباه بوده است. نتیجه معامله نیز به همین دلیل منفی شده است.

این موضوع یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های معامله آپشن با خرید مستقیم سهام است. در خرید سهم، صرف گذشت یک ماه باعث انقضای دارایی شما نمی‌شود؛ اما در آپشن، زمان محدود است و باید از ابتدا در تحلیل لحاظ شود.

زمان و تتا در آپشن

قراردادهای  ITM، ATM  و OTM چه تفاوتی دارند؟

در بازار آپشن، معامله‌گران برای توضیح رابطه میان قیمت روز دارایی پایه و قیمت اعمال قرارداد از سه اصطلاح پرکاربرد استفاده می‌کنند. این اصطلاحات مشخص می‌کنند قرارداد در چه وضعیتی نسبت به قیمت اعمال قرار دارد.

قرارداد در سود (In the Money یا ITM)

وقتی یک اختیار خرید دارای ارزش ذاتی باشد، به آن قرارداد در سود یا ITM گفته می‌شود.

برای مثال، اگر قیمت سهم ۱۲ هزار تومان و قیمت اعمال اختیار خرید ۱۰ هزار تومان باشد، قرارداد ITM است. در اختیار فروش، شرایط برعکس خواهد بود. اگر قیمت سهم ۸ هزار تومان و قیمت اعمال اختیار فروش ۱۰ هزار تومان باشد، قرارداد در سود است.

نکته مهم: اصطلاح «در سود» در اینجا به معنای سود خالص معامله‌گر نیست. ممکن است قرارداد ITM باشد، اما خریدار به دلیل پریمیوم بالایی که پرداخت کرده، همچنان در زیان خالص قرار داشته باشد.

قرارداد در قیمت (At the Money یا ATM)

زمانی که قیمت دارایی پایه تقریباً برابر با قیمت اعمال باشد، قرارداد را ATM می‌نامند.

فرض کنید سهمی ۱۰ هزار تومان قیمت دارد و قیمت اعمال اختیار خرید آن نیز ۱۰ هزار تومان است. این قرارداد در قیمت محسوب می‌شود. قراردادهای ATM معمولاً بخش قابل‌توجهی از ارزش خود را از ارزش زمانی می‌گیرند و به همین دلیل بررسی تتا و نوسان مورد انتظار در آن‌ها اهمیت زیادی دارد.

قرارداد خارج از سود (Out of the Money یا OTM)

اگر اختیار خریدی دارای قیمت اعمال بالاتر از قیمت فعلی سهم باشد، قرارداد OTM است.

برای مثال، قیمت سهم ۱۰ هزار تومان و قیمت اعمال اختیار خرید ۱۲ هزار تومان است. در چنین شرایطی، قرارداد فعلاً ارزش ذاتی ندارد. برای اختیار فروش، اگر قیمت اعمال پایین‌تر از قیمت روز سهم باشد، قرارداد OTM خواهد بود.

به‌طور خلاصه:

وضعیت اختیار خرید (Call) اختیار فروش (Put)
ITM قیمت سهم بالاتر از قیمت اعمال قیمت سهم پایین‌تر از قیمت اعمال
ATM قیمت سهم نزدیک قیمت اعمال قیمت سهم نزدیک قیمت اعمال
OTM قیمت سهم پایین‌تر از قیمت اعمال قیمت سهم بالاتر از قیمت اعمال

این تقسیم‌بندی برای انتخاب قیمت اعمال، مقایسه قراردادها و درک رفتار پریمیوم اهمیت دارد.

آیا قراردادهای ارزان‌تر انتخاب مناسب‌تری هستند؟

نه لزوماً. برخی معامله‌گران تازه‌کار به سراغ قراردادهای OTM می‌روند؛ زیرا پریمیوم آن‌ها معمولاً کمتر است. اما ارزان‌بودن یک قرارداد به معنی کم‌ریسک‌بودن آن نیست. ممکن است سهم رشد کند، اما افزایش قیمت آن برای رسیدن قرارداد به محدوده سودآور کافی نباشد. در این صورت، خریدار با وجود درست‌بودن پیش‌بینی جهت بازار، تمام پریمیوم خود را از دست می‌دهد.

در مقابل، قراردادهای ITM معمولاً پریمیوم بالاتری دارند، اما بخشی از این قیمت ناشی از ارزش ذاتی آن‌هاست. انتخاب میان این قراردادها باید بر اساس هدف معامله، میزان سرمایه، انتظار از حرکت قیمت و مدت باقی‌مانده تا سررسید انجام شود؛ نه صرفاً مقایسه قیمت ظاهری قراردادها.

چه عواملی بر قیمت آپشن تأثیر می‌گذارند؟

تا اینجا با قیمت اعمال، پریمیوم، سررسید و ارزش زمانی آشنا شدیم. اکنون باید بدانیم چرا قیمت اختیار معامله در طول روز تغییر می‌کند. قیمت آپشن حاصل برآیند چند عامل است و برخلاف تصور رایج، فقط تابع قیمت دارایی پایه نیست. مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از قیمت روز دارایی، قیمت اعمال، زمان باقی‌مانده، نوسان مورد انتظار، نرخ بهره و در قراردادهای مربوط به سهام، موضوعاتی مانند سود نقدی شرکت.

تغییر قیمت دارایی پایه

افزایش قیمت سهم معمولاً به نفع خریدار اختیار خرید و به ضرر خریدار اختیار فروش است. در مقابل، کاهش قیمت سهم معمولاً ارزش اختیار فروش را افزایش می‌دهد و به کاهش ارزش اختیار خرید منجر می‌شود. البته شدت این تغییرات برای همه قراردادها یکسان نیست. برای مثال، ممکن است سهمی ۵ درصد رشد کند، اما اختیار خرید آن ۲۰ درصد افزایش قیمت داشته باشد. قرارداد دیگری روی همان سهم نیز ممکن است واکنش متفاوتی نشان دهد. دلیل این تفاوت، ساختار قرارداد و میزان حساسیت آن به قیمت دارایی پایه است.

زمان باقی‌مانده تا سررسید

زمان یکی دیگر از عوامل مهم قیمت‌گذاری است. اگر دو اختیار خرید با قیمت اعمال یکسان داشته باشیم و سایر شرایط نیز مشابه باشند، قراردادی که زمان بیشتری تا انقضا دارد، معمولاً ارزش زمانی بیشتری خواهد داشت. این موضوع به معنای تضمین سود نیست. در واقع خریدار برای داشتن فرصت بیشتر، معمولاً هزینه بیشتری پرداخت می‌کند.

نوسان ضمنی (Implied Volatility یا IV)

نوسان ضمنی نشان‌دهنده سطح نوسانی است که در قیمت آپشن منعکس شده و بازار برای آینده دارایی پایه قیمت‌گذاری می‌کند. به زبان ساده، وقتی انتظار می‌رود یک سهم در آینده حرکات قیمتی بزرگ‌تری داشته باشد، قراردادهای اختیار آن معمولاً گران‌تر می‌شوند.

فرض کنید قرار است خبر مهمی درباره یک شرکت منتشر شود. معامله‌گران ممکن است انتظار داشته باشند قیمت سهم پس از انتشار خبر، تغییر قابل‌توجهی داشته باشد. در چنین شرایطی، افزایش تقاضا برای قراردادهای اختیار می‌تواند با رشد نوسان ضمنی و پریمیوم همراه شود. نکته مهم این است که IV جهت حرکت قیمت را مشخص نمی‌کند.

افزایش نوسان ضمنی به این معنی نیست که سهم حتماً رشد خواهد کرد. این شاخص بیشتر به بزرگی نوسان مورد انتظار مربوط است، نه صعودی یا نزولی بودن آن. به همین دلیل، گاهی پس از انتشار یک خبر مهم، با وجود حرکت مناسب قیمت سهم، ارزش اختیار معامله کاهش پیدا می‌کند؛ زیرا نوسان ضمنی افت کرده است.

نرخ بهره و سود نقدی

نرخ بهره و سود نقدی مورد انتظار نیز در قیمت‌گذاری اختیار معامله نقش دارند. اثر این عوامل به نوع قرارداد، زمان باقی‌مانده و شرایط بازار بستگی دارد. برای مخاطبی که تازه وارد بازار آپشن شده، درک دقیق روابط ریاضی این عوامل ضرورتی ندارد؛ اما باید بداند که قیمت قرارداد تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از متغیرها قرار می‌گیرد. در نتیجه، نمی‌توان تنها با مشاهده نمودار سهم، ارزش منصفانه یک قرارداد آپشن را تعیین کرد.

inchart_cta

اهرم در معاملات آپشن چگونه عمل می‌کند؟

یکی از دلایل توجه معامله‌گران به بازار اختیار، امکان استفاده از اهرم مالی است. اهرم به این معناست که با سرمایه‌ای کمتر، در معرض تغییرات ارزش مقدار بزرگ‌تری از یک دارایی قرار بگیرید.

فرض کنید قیمت یک سهم ۱۰ هزار تومان است و قصد دارید ۱۰۰۰ سهم از آن را خریداری کنید. برای خرید مستقیم این تعداد سهم، به ۱۰ میلیون تومان سرمایه نیاز دارید. حالا فرض کنید اختیار خریدی روی همین سهم وجود دارد که اندازه قرارداد آن ۱۰۰۰ سهم و پریمیوم هر سهم ۵۰۰ تومان است. هزینه خرید یک قرارداد برابر با ۵۰۰ هزار تومان خواهد بود. به این ترتیب، به‌جای پرداخت ۱۰ میلیون تومان برای خرید مستقیم سهم، با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان موقعیتی مرتبط با تغییرات ارزش ۱۰۰۰ سهم ایجاد کرده‌اید. این همان اثر اهرمی آپشن است. اگر قیمت قرارداد از ۵۰۰ تومان به ۸۰۰ تومان افزایش پیدا کند، ارزش آن ۶۰ درصد رشد کرده است؛ درحالی‌که قیمت سهم ممکن است تغییر بسیار کمتری داشته باشد.

اما این موضوع دو طرف دارد.

اگر پریمیوم از ۵۰۰ تومان به ۲۵۰ تومان برسد، نیمی از سرمایه پرداختی از بین رفته است. اگر قرارداد در سررسید بی‌ارزش شود، خریدار ممکن است تمام سرمایه اختصاص‌یافته به آن را از دست بدهد. بنابراین، محدودبودن زیان خریدار به پریمیوم به معنای کوچک‌بودن آن زیان نیست. پرداخت مبلغ کمتر برای ورود به یک موقعیت، به‌تنهایی نشانه مناسب‌بودن معامله یا پایین‌بودن ریسک آن نیست.

مزایای معاملات آپشن چیست؟

اختیار معامله ابزاری انعطاف‌پذیر است و می‌تواند برای اهداف متفاوتی استفاده شود. مهم‌ترین مزیت آن، امکان طراحی موقعیت‌هایی است که با خرید و فروش مستقیم دارایی به‌سادگی قابل ایجاد نیستند.

امکان پوشش ریسک سبد سرمایه‌گذاری

فرض کنید سهامی دارید که انتظار رشد بلندمدت آن را دارید، اما درباره وضعیت کوتاه‌مدت بازار مطمئن نیستید. ممکن است نخواهید سهم خود را بفروشید، زیرا احتمال می‌دهید پس از یک اصلاح کوتاه، روند صعودی ادامه پیدا کند. خرید اختیار فروش می‌تواند بخشی از ریسک کاهش قیمت را پوشش دهد. اگر بازار ریزش کند، افزایش ارزش اختیار فروش می‌تواند بخشی از زیان سهام را جبران کند. البته هزینه پریمیوم باعث می‌شود این پوشش رایگان نباشد.

امکان طراحی موقعیت برای شرایط مختلف بازار

در معاملات مستقیم سهام، سود معمولاً از افزایش قیمت حاصل می‌شود. اما در بازار آپشن، می‌توان برای شرایط متفاوت از قراردادهای اختیار خرید و فروش استفاده کرد. برای مثال، خرید Call در یک سناریوی صعودی و خرید Put در یک سناریوی نزولی کاربرد دارد. استراتژی‌های ترکیبی نیز می‌توانند برای بازارهای کم‌نوسان یا شرایطی که انتظار حرکت شدید قیمت وجود دارد طراحی شوند. البته وجود چنین امکاناتی به معنای سودآوری تضمین‌شده در تمام شرایط بازار نیست.

استفاده از سرمایه کمتر برای ایجاد موقعیت

همان‌طور که در بخش اهرم توضیح دادیم، برای خرید یک قرارداد اختیار معمولاً لازم نیست کل ارزش دارایی پایه پرداخت شود. این ویژگی می‌تواند به معامله‌گر کمک کند بدون خرید مستقیم حجم بزرگی از دارایی، موقعیت موردنظر خود را ایجاد کند. بااین‌حال، سرمایه‌ای که در ظاهر آزاد باقی می‌ماند نباید باعث افزایش بی‌برنامه تعداد قراردادها شود. مدیریت صحیح حجم موقعیت، بخش مهمی از استفاده از این مزیت است.

انعطاف در مدیریت معاملات

در بسیاری از قراردادهای قابل معامله، لازم نیست معامله‌گر تا سررسید منتظر بماند. اگر قیمت اختیار افزایش پیدا کند، می‌تواند با فروش قرارداد، موقعیت خود را ببندد. اگر شرایط بازار تغییر کند نیز ممکن است تصمیم بگیرد قبل از سررسید از معامله خارج شود. البته اجرای این تصمیم به وجود نقدشوندگی کافی و امکان انجام معامله با قیمت مناسب وابسته است.

امکان ترکیب دارایی و قرارداد اختیار

آپشن این امکان را می‌دهد که معامله‌گر موقعیت خود را با دارایی اصلی ترکیب کند. برای مثال، سرمایه‌گذار می‌تواند هم‌زمان سهام داشته باشد و اختیار فروش همان سهم را خریداری کند. یا در استراتژی دیگری، در کنار مالکیت سهم، اختیار خرید آن را بفروشد. به این ترتیب، قرارداد اختیار تنها ابزار پیش‌بینی قیمت نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از ساختار مدیریت سبد سرمایه‌گذاری باشد.

آپشن در برابر بازار نقدی

معایب و ریسک‌های بازار آپشن چیست؟

شناخت مزایا بدون بررسی محدودیت‌ها، تصویر کاملی از بازار اختیار معامله ارائه نمی‌دهد. این بازار به دلیل وجود اهرم، تاریخ سررسید و حساسیت قیمت قرارداد به چند متغیر، به مدیریت ریسک جدی نیاز دارد.

احتمال ازدست‌رفتن تمام پریمیوم

در یک موقعیت خرید ساده، ممکن است قرارداد در سررسید هیچ ارزش ذاتی نداشته باشد. در این شرایط، خریدار تمام پریمیوم پرداختی را از دست می‌دهد. برای مثال، اگر ۲۰ میلیون تومان اختیار خرید تهیه کرده باشید و قرارداد بی‌ارزش منقضی شود، زیان شما می‌تواند برابر با همان ۲۰ میلیون تومان به‌علاوه هزینه‌های معامله باشد. بنابراین کوچک‌تر بودن سرمایه اولیه نسبت به خرید مستقیم دارایی، نباید باعث کم‌اهمیت جلوه‌دادن احتمال زیان کامل شود.

ریسک ناشی از محدودیت زمانی

ممکن است تحلیل شما درباره رشد یک سهم درست باشد، اما حرکت مورد انتظار پس از سررسید اتفاق بیفتد. در خرید مستقیم سهم، معمولاً امکان نگهداری بلندمدت وجود دارد. اما اختیار معامله دارای تاریخ انقضاست و زمان نامحدودی برای تحقق تحلیل در اختیار شما قرار نمی‌دهد. به همین دلیل، زمان‌بندی ورود و انتخاب سررسید در این بازار اهمیت زیادی دارد.

ریسک نوسان ضمنی

حتی اگر قیمت سهم در جهت مورد انتظار حرکت کند، ممکن است کاهش نوسان ضمنی باعث افت ارزش قرارداد شود. این موضوع به‌ویژه برای معامله‌گرانی اهمیت دارد که قراردادها را در دوره‌های پرنوسان و با پریمیوم بالا خریداری می‌کنند. در چنین شرایطی، جهت حرکت قیمت تنها بخشی از نتیجه معامله را تعیین می‌کند.

ریسک نقدشوندگی

همه قراردادهای اختیار معامله حجم معاملات یکسانی ندارند. ممکن است در قراردادی، تعداد خریداران و فروشندگان محدود باشد و فاصله میان بهترین قیمت خرید و فروش زیاد شود. در این حالت، خروج از موقعیت ممکن است دشوار باشد یا معامله‌گر مجبور شود قرارداد خود را با قیمتی نامناسب بفروشد. بنابراین، پیش از ورود به یک قرارداد، باید علاوه بر تحلیل قیمت، وضعیت سفارش‌ها و حجم معاملات آن نیز بررسی شود.

ریسک تعهدات فروشنده

ریسک فروشنده آپشن می‌تواند بسیار بیشتر از پریمیوم دریافتی باشد. در فروش بدون پوشش اختیار خرید، با افزایش شدید قیمت دارایی پایه، زیان بالقوه فروشنده از نظر نظری سقف مشخصی ندارد. در فروش اختیار فروش نیز کاهش شدید قیمت دارایی می‌تواند تعهد سنگینی ایجاد کند. همچنین فروشنده ممکن است ملزم به افزایش وجه تضمین شود و در صورت ناتوانی در تأمین آن، با اقدامات کنترلی کارگزار یا سازوکار بازار روبه‌رو شود. به همین دلیل، دریافت پریمیوم نباید با کسب درآمد بدون ریسک اشتباه گرفته شود.

استراتژی‌های رایج آپشن کدام‌اند؟

تا اینجا بیشتر درباره خرید ساده اختیار خرید و اختیار فروش صحبت کردیم، اما کاربرد بازار آپشن به این دو موقعیت محدود نمی‌شود. معامله‌گران می‌توانند با ترکیب قراردادهای مختلف یا ترکیب آپشن با دارایی پایه، ساختارهای معاملاتی متفاوتی ایجاد کنند. به هر یک از این ساختارها استراتژی اختیار معامله گفته می‌شود. در ادامه، چند استراتژی شناخته‌شده را در سطح مقدماتی بررسی می‌کنیم.

خرید اختیار خرید (Long Call)

این استراتژی ساده‌ترین حالت استفاده از آپشن برای یک سناریوی صعودی است. معامله‌گر اختیار خرید را تهیه می‌کند؛ زیرا انتظار دارد قیمت دارایی پایه افزایش پیدا کند. اگر قیمت سهم به‌اندازه کافی رشد کند، ارزش قرارداد ممکن است افزایش یابد. در این موقعیت، حداکثر زیان خریدار به پریمیوم پرداختی و هزینه‌های معامله محدود است، اما سود بالقوه از نظر نظری سقف مشخصی ندارد. نکته مهم این است که حرکت صعودی باید از نظر مقدار و زمان با شرایط قرارداد تناسب داشته باشد.

خرید اختیار فروش  (Long Put)

در این استراتژی، معامله‌گر انتظار کاهش قیمت دارایی پایه را دارد یا می‌خواهد از موقعیت موجود خود محافظت کند. فرض کنید سهمی با قیمت ۱۰ هزار تومان در اختیار دارید و نگران کاهش قیمت آن هستید. خرید اختیار فروش با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان می‌تواند در صورت افت بازار، بخشی از کاهش ارزش سهم را جبران کند. اگر هدف معامله‌گر صرفاً استفاده از کاهش قیمت باشد، می‌تواند قرارداد اختیار فروش را بدون داشتن سهام نیز خریداری کند؛ اما شرایط تحویل و تسویه باید در نظر گرفته شود.

استراتژی کاورد کال  (Covered Call)

کاورد کال یکی از شناخته‌شده‌ترین استراتژی‌های ترکیبی بازار اختیار است. در این روش، سرمایه‌گذار دارایی پایه را در اختیار دارد و هم‌زمان اختیار خرید آن را می‌فروشد. فرض کنید ۱۰۰۰ سهم از یک شرکت دارید و انتظار ندارید قیمت آن در کوتاه‌مدت رشد چشمگیری داشته باشد. می‌توانید اختیار خریدی متناسب با تعداد سهام خود بفروشید و پریمیوم دریافت کنید. اگر قیمت سهم تا سررسید زیر قیمت اعمال باقی بماند و قرارداد اعمال نشود، پریمیوم دریافتی برای شما باقی می‌ماند. اما اگر قیمت سهم به‌شدت افزایش پیدا کند، ممکن است مجبور شوید سهام خود را با قیمت اعمال تحویل دهید و نتوانید از تمام رشد قیمت بهره‌مند شوید. درواقع، کاورد کال بخشی از فرصت رشد آینده را در مقابل دریافت پریمیوم واگذار می‌کند. این استراتژی زیان ناشی از افت شدید قیمت خود سهم را حذف نمی‌کند. پریمیوم دریافتی فقط تا اندازه‌ای از آن زیان را جبران خواهد کرد.

استراتژی بول کال اسپرد  (Bull Call Spread)

بول کال اسپرد برای سناریویی طراحی می‌شود که معامله‌گر انتظار افزایش قیمت دارد، اما این افزایش را محدود ارزیابی می‌کند. در این روش، یک اختیار خرید با قیمت اعمال پایین‌تر خریداری و هم‌زمان اختیار خرید دیگری با قیمت اعمال بالاتر فروخته می‌شود. هر دو قرارداد معمولاً سررسید یکسان دارند. پریمیوم دریافتی از فروش قرارداد دوم، بخشی از هزینه خرید قرارداد اول را جبران می‌کند. در مقابل، سود بالقوه معامله نیز محدود می‌شود. بنابراین معامله‌گر در ازای کاهش هزینه اولیه، از بخشی از سود احتمالی در صورت رشد شدید قیمت صرف‌نظر می‌کند. مزیت مهم این ساختار آن است که حداکثر سود و زیان آن، در یک موقعیت استاندارد با اجرای صحیح هر دو بخش، از ابتدا قابل محاسبه است.

استرادل (Straddle) و استرانگل  (Strangle)

گاهی معامله‌گر انتظار دارد قیمت یک دارایی حرکت بزرگی داشته باشد، اما درباره جهت این حرکت مطمئن نیست. برای مثال، ممکن است انتشار یک خبر مهم باعث رشد یا کاهش شدید قیمت یک سهم شود. در چنین شرایطی، استراتژی‌هایی مانند لانگ استرادل و لانگ استرانگل قابل بررسی هستند. در لانگ استرادل، اختیار خرید و اختیار فروش با قیمت اعمال یکسان و سررسید یکسان خریداری می‌شوند. در لانگ استرانگل نیز هر دو نوع اختیار خریداری می‌شوند، اما قیمت اعمال آن‌ها متفاوت است. هر دو استراتژی به حرکت کافی قیمت نیاز دارند تا هزینه مجموع پریمیوم‌های پرداختی جبران شود. بنابراین صرف پرنوسان‌بودن بازار تضمین نمی‌کند این استراتژی‌ها سودآور باشند. قیمت خرید قراردادها، تغییر نوسان ضمنی و زمان باقی‌مانده نیز در نتیجه معامله اثرگذارند.

استراتژی های رایج

معاملات آپشن در بورس ایران چگونه انجام می‌شود؟

اختیار معامله در بازار سرمایه ایران نیز در دسترس سرمایه‌گذاران قرار دارد و روی دارایی‌های پایه مشخصی تعریف می‌شود. این قراردادها در بازار مشتقه معامله می‌شوند و هر نماد اختیار دارای مشخصاتی مانند دارایی پایه، نوع اختیار، قیمت اعمال، تاریخ سررسید و اندازه قرارداد است. برای شناخت بازار آپشن ایران، باید توجه داشت که قواعد معاملاتی آن الزاماً مشابه بازارهای خارجی نیست. برای مثال، نوع اعمال قرارداد، مهلت ثبت درخواست تسویه و نحوه ایفای تعهدات ممکن است با ساختارهایی که در آموزش‌های بین‌المللی مشاهده می‌کنید تفاوت داشته باشد. به همین دلیل، پیش از معامله هر نماد باید مشخصات همان قرارداد و مقررات اجرایی بازار مربوط را بررسی کنید.

نمادهای اختیار خرید و فروش در بورس ایران

در بازار اختیار معامله سهام، معمولاً نماد اختیار خرید با حرف «ض» و نماد اختیار فروش با حرف «ط» آغاز می‌شود. شناخت این تفاوت به معامله‌گر کمک می‌کند نوع قرارداد را سریع‌تر تشخیص دهد. بااین‌حال، نام نماد به‌تنهایی برای تصمیم‌گیری کافی نیست. ممکن است چندین قرارداد اختیار خرید روی یک سهم وجود داشته باشد که هرکدام قیمت اعمال و سررسید متفاوتی دارند. در نتیجه، پیش از ثبت سفارش باید مشخصات قرارداد موردنظر را با دقت بررسی کنید. به‌خصوص اگر معامله‌گر چند موقعیت باز روی یک دارایی داشته باشد، انتخاب اشتباه نماد می‌تواند ساختار موردنظر او را تغییر دهد.

آیا همه سهام بورس قرارداد آپشن دارند؟

خیر. وجود بازار اختیار معامله به این معنی نیست که روی تمام سهام، قرارداد فعال وجود دارد. قراردادهای اختیار بر اساس ضوابط بازار برای دارایی‌های پایه مشخصی تعریف می‌شوند. همچنین تعداد سررسیدها و قیمت‌های اعمال موجود برای هر دارایی می‌تواند متفاوت باشد. ممکن است روی یک سهم چند قرارداد با سررسیدهای متفاوت فعال باشد، درحالی‌که برای سهم دیگری قرارداد اختیار قابل معامله‌ای وجود نداشته باشد. پس اولین مرحله برای ورود به بازار، شناسایی دارایی‌هایی است که قرارداد اختیار فعال دارند.

اطلاعات ضروری تابلو اختیار معامله

در تابلو معاملات آپشن، علاوه بر آخرین قیمت قرارداد، باید به بهترین سفارش‌های خرید و فروش، حجم معاملات، موقعیت‌های باز، قیمت اعمال، سررسید و اندازه قرارداد توجه کرد. برای مثال، ممکن است پریمیوم یک اختیار خرید روی تابلو ۳۰۰ تومان باشد، اما بهترین سفارش فروش آن ۳۵۰ تومان ثبت شده باشد. اگر بخواهید بلافاصله قرارداد را خریداری کنید، ممکن است مجبور شوید قیمت بالاتری بپردازید. همین فاصله میان قیمت پیشنهادی خرید و فروش می‌تواند بر بازده معامله اثر بگذارد. بنابراین قیمت آخرین معامله همیشه همان قیمتی نیست که در لحظه می‌توانید با آن وارد یا از بازار خارج شوید.

 

چگونه اولین معامله آپشن را انجام دهیم؟

برای شروع معامله اختیار، آشنایی با فرایند اجرایی به‌اندازه شناخت مفاهیم نظری اهمیت دارد. مراحل دقیق دسترسی ممکن است بسته به کارگزار، سامانه معاملاتی و الزامات بازار متفاوت باشد؛ بنابراین باید راهنمای به‌روز کارگزار خود را بررسی کنید. در حالت کلی، فرایند معامله با مشخص‌کردن هدف آغاز می‌شود.

ابتدا هدف معامله را مشخص کنید

پیش از جست‌وجوی قرارداد، مشخص کنید چرا قصد ورود به آپشن دارید. آیا انتظار رشد قیمت یک سهم را دارید؟ آیا هدف شما محافظت از سهام موجود در سبد است؟ یا می‌خواهید استراتژی مشخصی را اجرا کنید؟ پاسخ این پرسش تعیین می‌کند به چه نوع قراردادی نیاز دارید. برای مثال، خرید اختیار خرید با هدف استفاده از رشد قیمت با خرید اختیار فروش برای پوشش ریسک یک سبد، دو تصمیم متفاوت است.

دارایی پایه را تحلیل کنید

بعد از تعیین هدف، باید وضعیت دارایی پایه را بررسی کنید. اگر قرارداد روی سهام یک شرکت تعریف شده است، تحلیل شما باید بر وضعیت همان سهم متمرکز باشد. روند قیمت، سطوح مهم نموداری، شرایط عمومی بازار، اخبار شرکت و عوامل بنیادی می‌توانند در تصمیم‌گیری مؤثر باشند. اما تحلیل سهم فقط نقطه شروع است. حتی اگر درباره جهت حرکت دارایی پایه دیدگاه مشخصی داشته باشید، هنوز باید قرارداد مناسب را انتخاب کنید.

قیمت اعمال و سررسید را انتخاب کنید

در این مرحله باید تصمیم بگیرید حرکت مورد انتظار قیمت تا چه زمانی و با چه اندازه‌ای ممکن است اتفاق بیفتد. برای مثال، اگر رشد یک سهم را در افق سه‌ماهه انتظار دارید، انتخاب قراردادی با سررسید بسیار کوتاه ممکن است با تحلیل شما سازگار نباشد. از طرف دیگر، انتخاب سررسید طولانی‌تر معمولاً هزینه بیشتری دارد. قیمت اعمال نیز باید متناسب با انتظار شما از مقدار حرکت قیمت انتخاب شود. قراردادی که پریمیوم کمی دارد، ممکن است برای سودآورشدن به حرکت بسیار بزرگی نیاز داشته باشد. بنابراین انتخاب سررسید و قیمت اعمال باید هم‌زمان انجام شود.

هزینه و حداکثر زیان را محاسبه کنید

فرض کنید قصد خرید پنج قرارداد اختیار را دارید و اندازه هر قرارداد ۱۰۰۰ سهم است.  اگر پریمیوم هر سهم ۴۰۰ تومان باشد، هزینه اولیه برابر با ۲ میلیون تومان خواهد بود. این مبلغ در یک موقعیت خرید ساده، سرمایه‌ای است که در معرض ازدست‌رفتن قرار می‌گیرد. پیش از ثبت سفارش باید بررسی کنید آیا ازدست‌رفتن احتمالی این مبلغ با برنامه مدیریت سرمایه شما سازگار است یا خیر.

نقدشوندگی را بررسی کنید

ممکن است قرارداد انتخاب‌شده از نظر تحلیل جذاب باشد، اما حجم معاملات محدودی داشته باشد. در این شرایط، خروج از موقعیت دشوار خواهد شد. برای کاهش این ریسک، باید وضعیت سفارش‌های خرید و فروش، حجم معاملات و فاصله قیمت پیشنهادی خریداران و فروشندگان را بررسی کنید. همچنین نباید صرفاً بر اساس آخرین قیمت ثبت‌شده، بازده احتمالی خود را محاسبه کنید.

سفارش را ثبت و موقعیت را مدیریت کنید

پس از بررسی شرایط، می‌توانید سفارش خود را در سامانه معاملاتی ثبت کنید. با انجام معامله، لازم است موقعیت خود را به‌صورت مستمر دنبال کنید. تغییر قیمت دارایی پایه، تغییر ارزش قرارداد و کاهش زمان باقی‌مانده می‌تواند باعث شود تصمیم اولیه شما نیاز به بازنگری داشته باشد. داشتن برنامه خروج پیش از ورود به معامله کمک می‌کند تصمیم‌گیری صرفاً تحت‌تأثیر هیجان لحظه‌ای قرار نگیرد.

تسویه نقدی و تسویه فیزیکی در آپشن چه تفاوتی دارند؟

یکی از مباحث مهم و گاهی نادیده‌گرفته‌شده در معاملات اختیار، فرایند تسویه قرارداد است. ممکن است معامله‌گری تحلیل درستی داشته باشد و قراردادش در محدوده ارزش ذاتی قرار بگیرد، اما به دلیل آشنا نبودن با الزامات تسویه، نتواند از موقعیت خود مطابق انتظار استفاده کند. در بازار اختیار معامله، دو روش اصلی تسویه وجود دارد.

تسویه نقدی (Cash Settlement)

در تسویه نقدی، دارایی پایه میان طرفین منتقل نمی‌شود. در عوض، مابه‌التفاوت مربوط به ارزش اعمال قرارداد، مطابق ضوابط تسویه، به‌صورت نقدی محاسبه و پرداخت می‌شود. برای مثال، فرض کنید اختیار خرید سهمی با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان دارید و قیمت مبنای تسویه آن ۱۲ هزار تومان است. ارزش ذاتی قرارداد به ازای هر سهم، ۲ هزار تومان خواهد بود. اگر اندازه قرارداد ۱۰۰۰ سهم باشد، ارزش ذاتی کل قرارداد برابر با ۲ میلیون تومان است. البته این مبلغ با سود خالص معامله متفاوت است؛ زیرا پریمیوم اولیه و هزینه‌های مربوط باید از آن کسر شوند.

در بورس ایران، تسویه نقدی تابع شرایط و مهلت‌های مقرر است و در قراردادهای مربوط، موافقت طرفین نیز اهمیت دارد.

تسویه فیزیکی  (Physical Settlement)

در تسویه فیزیکی، دارایی پایه واقعاً میان طرفین منتقل می‌شود. فرض کنید یک اختیار خرید روی ۱۰۰۰ سهم با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان دارید. اگر قصد اعمال فیزیکی قرارداد را داشته باشید، باید مطابق شرایط بازار، وجه موردنیاز برای خرید ۱۰۰۰ سهم با قیمت اعمال را فراهم کنید. این مبلغ برابر با ۱۰ میلیون تومان خواهد بود؛ به‌علاوه هزینه‌های مربوط. در مقابل، فروشنده باید دارایی موضوع تعهد را مطابق مقررات تحویل دهد. در اختیار فروش نیز خریدار برای تحویل فیزیکی باید دارایی پایه لازم را در اختیار داشته باشد و فروشنده باید وجه خرید آن را تأمین کند.

این مسئله نشان می‌دهد هزینه خرید خود آپشن با سرمایه موردنیاز برای اعمال فیزیکی آن یکسان نیست. ممکن است خرید یک قرارداد به سرمایه کمی نیاز داشته باشد، اما اعمال فیزیکی همان قرارداد مستلزم تأمین وجه یا دارایی بسیار بیشتری باشد. به همین دلیل، لازم است معامله‌گر پیش از سررسید مشخص کند قصد دارد قرارداد خود را در بازار ببندد یا وارد فرایند اعمال و تسویه شود.

وجه تضمین در بازار آپشن چیست؟

تا اینجا درباره محدودبودن زیان خریدار آپشن صحبت کردیم. اما طرف فروشنده چه شرایطی دارد؟

فروشنده قرارداد در مقابل پریمیومی که دریافت می‌کند، تعهد می‌پذیرد. برای اطمینان از اینکه فروشنده توانایی ایفای تعهد خود را دارد، بازار از سازوکاری به نام وجه تضمین استفاده می‌کند. وجه تضمین، مبلغ یا دارایی مشخصی است که برای پشتیبانی از تعهدات موقعیت فروش در نظر گرفته می‌شود. در بازار اختیار معامله سهام ایران، خریدار موقعیت ساده برای ثبت سفارش خرید، باید وجه پریمیوم و هزینه‌های معامله را تأمین کند؛ اما فروشنده با الزامات مربوط به وجه تضمین روبه‌رو است. میزان وجه تضمین ممکن است با تغییر شرایط بازار و ارزش تعهدات تغییر کند.

اگر موجودی قابل‌قبول فروشنده از حد لازم کمتر شود، ممکن است اخطاریه افزایش وجه تضمین دریافت کند. به همین دلیل، شخصی که قصد فروش آپشن دارد، باید علاوه بر مبلغ پریمیوم دریافتی، منابع لازم برای مدیریت تعهدات احتمالی را نیز در نظر بگیرد. جزئیات وجه تضمین اولیه، وجه تضمین لازم و اقدامات مربوط به کسری آن باید بر اساس مقررات جاری و اطلاعات سامانه معاملاتی بررسی شود.

تفاوت آپشن با خرید مستقیم سهام و معاملات فیوچرز چیست؟

برای انتخاب ابزار مناسب، لازم است بدانیم اختیار معامله چه تفاوتی با سایر روش‌های رایج فعالیت در بازار دارد.

در خرید مستقیم سهام، سرمایه‌گذار مالک دارایی می‌شود. قیمت سهم می‌تواند افزایش یا کاهش پیدا کند، اما خود سهم تاریخ انقضای قراردادی ندارد. در خرید اختیار معامله، شما حق مشخصی را خریداری می‌کنید و این حق تا زمان تعیین‌شده اعتبار دارد. در قراردادهای آتی یا فیوچرز نیز ساختار متفاوتی وجود دارد. طرفین قرارداد آتی تعهداتی دارند و بسته به شرایط بازار، لازم است الزامات مربوط به وجه تضمین و تسویه را رعایت کنند. تفاوت اصلی این ابزارها را می‌توان در جدول زیر مشاهده کرد:

ویژگی سهام قرارداد آتی خرید آپشن
مالکیت مستقیم دارایی بله تا پیش از تحویل، خیر معمولاً خیر
تاریخ انقضا ندارد دارد دارد
اختیار یا تعهد مالکیت دارایی تعهد قراردادی حق خرید یا فروش
نیاز به پرداخت کل ارزش دارایی معمولاً بله معمولاً خیر خیر
ریسک خریدار وابسته به ارزش دارایی ممکن است بیش از وجه تضمین باشد محدود به پریمیوم و هزینه‌ها
اثر گذشت زمان بر قیمت بدون انقضای قراردادی تابع ساختار قیمت‌گذاری قرارداد دارای اثر ارزش زمانی

بنابراین، صرف شباهت ظاهری این ابزارها نباید باعث شود روش مدیریت ریسک یکسانی برای آن‌ها در نظر گرفته شود.

مقایسه آپشن با سهام و آتی

برای انتخاب قرارداد آپشن به چه نکاتی توجه کنیم؟

انتخاب یک قرارداد مناسب فقط به این موضوع وابسته نیست که انتظار رشد یا افت قیمت داریم. ممکن است دو معامله‌گر درباره جهت حرکت یک سهم دیدگاه یکسانی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در افق زمانی، سرمایه و میزان ریسک‌پذیری، قراردادهای متفاوتی را انتخاب کنند. پیش از ورود به هر معامله باید چند پرسش مشخص پاسخ داده شود.

اول؛ انتظار داریم قیمت دارایی پایه به چه محدوده‌ای برسد؟ به‌جای آنکه صرفاً بگوییم سهم رشد می‌کند، بهتر است محدوده قیمتی مورد انتظار را مشخص کنیم.

دوم؛ این حرکت احتمالاً چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ انتخاب سررسید باید با افق زمانی تحلیل سازگار باشد.

سوم؛ قرارداد چه مقدار هزینه دارد؟ پریمیوم پرداختی باید با سرمایه اختصاص‌یافته و میزان زیان قابل‌تحمل متناسب باشد.

چهارم؛ نقطه سربه‌سر کجاست؟ باید بدانیم قیمت دارایی در سررسید به چه سطحی نیاز دارد تا هزینه اولیه جبران شود.

پنجم؛ اگر تحلیل اشتباه باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ بهتر است پیش از ورود، سناریوی زیان را نیز محاسبه کنیم، نه اینکه فقط بازده احتمالی را ببینیم.

ششم؛ آیا امکان خروج مناسب از قرارداد وجود دارد؟ بررسی نقدشوندگی و وضعیت سفارش‌ها، بخشی از تصمیم معاملاتی است.

هفتم؛ در سررسید چه برنامه‌ای داریم؟ باید مشخص باشد هدف بستن موقعیت پیش از سررسید است یا استفاده از فرایند اعمال قرارداد.

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند از بسیاری از اشتباهات رایج در انتخاب قرارداد جلوگیری کند.

سبک آمریکایی و اروپایی در آپشن چیست؟

یکی دیگر از نکاتی که در زمان انتخاب قرارداد باید به آن توجه کرد، سبک اعمال اختیار معامله است. در منابع آموزشی بازارهای بین‌المللی معمولاً با دو سبک اصلی روبه‌رو می‌شویم.

اختیار معامله آمریکایی (American Option): خریدار می‌تواند در طول مدت اعتبار قرارداد و تا سررسید، مطابق شرایط آن از حق خود استفاده کند.

اختیار معامله اروپایی (European Option): اعمال قرارداد تنها در تاریخ سررسید امکان‌پذیر است.

این نام‌گذاری به محل معامله ارتباطی ندارد. برای مثال، ممکن است قراردادی در بازار آمریکا معامله شود، اما سبک اعمال آن اروپایی باشد. در بازار اختیار معامله سهام ایران، قراردادها عموماً با سبک اعمال اروپایی تعریف می‌شوند. بنابراین باید میان فروش قرارداد پیش از سررسید و اعمال آن تفاوت قائل شد. ممکن است معامله‌گر بتواند پیش از سررسید قرارداد خود را در بازار بفروشد و از موقعیت خارج شود، اما امکان اعمال همان قرارداد را تا تاریخ تعیین‌شده نداشته باشد. همچنین نباید فرض کرد تمام قراردادهای دارای ارزش ذاتی، بدون اقدام معامله‌گر به‌صورت خودکار تسویه می‌شوند. مشخصات هر قرارداد، اطلاعیه‌های بازار و رویه کارگزار، مرجع تعیین شرایط اعمال و تسویه هستند.

اشتباهات رایج معامله‌گران تازه‌کار در بازار آپشن

بخش مهمی از یادگیری اختیار معامله، شناخت اشتباهاتی است که ممکن است حتی با وجود تحلیل درست بازار به زیان منجر شوند. بسیاری از این خطاها ناشی از پیش‌بینی نادرست قیمت نیستند؛ بلکه به انتخاب قرارداد، مدیریت سرمایه و شناخت ناکافی سازوکار بازار مربوط می‌شوند.

اشتباه اول: خرید قرارداد صرفاً به دلیل پریمیوم پایین

فرض کنید دو اختیار خرید روی یک سهم وجود دارد. قیمت قرارداد اول ۵۰۰ تومان و قیمت قرارداد دوم ۵۰ تومان است. ممکن است قرارداد دوم در نگاه اول جذاب‌تر به نظر برسد، زیرا با سرمایه یکسان می‌توان تعداد بیشتری از آن خریداری کرد. اما شاید قیمت اعمال قرارداد دوم فاصله زیادی با قیمت فعلی سهم داشته باشد و احتمال رسیدن به محدوده سودآور تا سررسید، متناسب با قیمت پرداختی نباشد. بنابراین باید هزینه قرارداد را در کنار قیمت اعمال و زمان باقی‌مانده بررسی کرد.

اشتباه دوم: نادیده‌گرفتن سررسید

برخی معامله‌گران فقط نمودار سهم را تحلیل می‌کنند و زمان باقی‌مانده تا انقضای قرارداد را جدی نمی‌گیرند. درحالی‌که ممکن است روند کلی سهم صعودی باشد، اما قرارداد انتخاب‌شده پیش از آغاز حرکت اصلی منقضی شود. داشتن دیدگاه صعودی بلندمدت، به‌تنهایی دلیل مناسبی برای خرید یک اختیار کوتاه‌مدت نیست.

اشتباه سوم: محاسبه‌نکردن هزینه واقعی معامله

قیمت نمایش‌داده‌شده روی تابلو، معمولاً به ازای هر واحد دارایی پایه است. اگر اندازه قرارداد ۱۰۰۰ سهم باشد، پریمیوم ۵۰۰ تومانی به معنی پرداخت ۵۰۰ تومان برای کل قرارداد نیست. در این مثال، هزینه خرید هر قرارداد ۵۰۰ هزار تومان خواهد بود. کارمزد و سایر هزینه‌های مرتبط نیز باید به مبلغ نهایی اضافه شوند.

اشتباه چهارم: نداشتن برنامه خروج

ممکن است قرارداد پس از خرید ۵۰ درصد رشد کند، اما معامله‌گر بدون برنامه مشخص همچنان آن را نگه دارد.چند روز بعد، با نزدیک‌شدن به سررسید یا تغییر شرایط بازار، بخش بزرگی از سود از بین می‌رود. به همین دلیل، بهتر است پیش از ورود مشخص شود تحت چه شرایطی معامله ادامه پیدا می‌کند و چه زمانی موقعیت بسته می‌شود. برنامه خروج باید بر اساس منطق معامله طراحی شود، نه صرفاً تغییرات لحظه‌ای سود و زیان.

اشتباه پنجم: فروش آپشن بدون شناخت تعهدات

دریافت پریمیوم در ابتدای معامله ممکن است جذاب باشد، اما فروشنده در ازای این مبلغ تعهد می‌پذیرد. اگر موقعیت فروش بدون پوشش مناسب ایجاد شده باشد، حرکت شدید بازار می‌تواند زیان بزرگی ایجاد کند. بنابراین نباید فروش قرارداد را فقط به‌عنوان روشی برای دریافت پریمیوم در نظر گرفت.

اشتباه ششم: تمرکز تمام سرمایه روی یک قرارداد

محدودبودن زیان خریدار آپشن نباید باعث شود بخش بزرگی از سرمایه به یک موقعیت اختصاص پیدا کند. اگر تمام سرمایه معاملاتی صرف خرید یک قرارداد شود، بی‌ارزش‌شدن آن در سررسید می‌تواند کل سرمایه اختصاص‌یافته را از بین ببرد. مدیریت سرمایه در آپشن، علاوه بر انتخاب قرارداد، به تعیین حجم موقعیت و کنترل ریسک کل سبد وابسته است.

بازار آپشن در کنار فرصت‌های جذاب، به دلیل ساختار پیچیده و ریسک‌های خاص خود، نیازمند دانش و مهارت کافی است. اگر هنوز تجربه و تسلط لازم برای فعالیت مستقل در این بازار را ندارید، می‌توانید از خدمات مشاوره سرمایه‌گذاری و سبدگردانی مجموعه فایننس استفاده کنید.

CTA paradigm

آشنایی با کانال VIP پارادایم و دریافت اطلاعات بیشتر

چه کسانی می‌توانند از بازار آپشن استفاده کنند؟

اختیار معامله تنها مخصوص معامله‌گران کوتاه‌مدت نیست. سرمایه‌گذاران با اهداف متفاوت می‌توانند از این ابزار استفاده کنند.

برای مثال، سرمایه‌گذاری که مجموعه‌ای از سهام در اختیار دارد، ممکن است بخواهد با خرید اختیار فروش بخشی از ریسک کاهش ارزش دارایی‌های خود را پوشش دهد. معامله‌گری که درباره رشد یک سهم دیدگاه مشخصی دارد نیز ممکن است با خرید اختیار خرید، بدون پرداخت تمام ارزش دارایی پایه، در معرض تغییرات قیمت آن قرار بگیرد. در مقابل، معامله‌گرانی که شناخت کافی از قیمت‌گذاری، سررسید و تعهدات قراردادی ندارند، ممکن است نتوانند ریسک واقعی موقعیت خود را به‌درستی ارزیابی کنند. به همین دلیل، بهتر است پیش از ورود با سرمایه واقعی، مفاهیم اصلی آموخته شوند و چند سناریوی سود و زیان روی کاغذ بررسی شود. همچنین لازم است معامله‌گر بتواند بین تحلیل دارایی پایه و تحلیل خود قرارداد تمایز قائل شود. ممکن است یک سهم برای سرمایه‌گذاری مستقیم مناسب به نظر برسد، اما قرارداد اختیار موجود روی آن، به دلیل پریمیوم بالا یا سررسید نامتناسب، با هدف معامله‌گر سازگار نباشد. در نهایت، آپشن زمانی معنا پیدا می‌کند که نوع قرارداد، میزان سرمایه و برنامه مدیریت موقعیت با هدف سرمایه‌گذار هماهنگ باشند.

جمع‌بندی؛ در بازار آپشن فقط جهت حرکت قیمت مهم نیست!

بازار آپشن یکی از ابزارهای انعطاف‌پذیر بازارهای مالی است که امکان معامله حق خرید و فروش دارایی‌ها را فراهم می‌کند.  اختیار خرید و اختیار فروش، دو ابزار اصلی این بازار هستند و استراتژی‌های متنوع اختیار معامله از ترکیب همین قراردادها و دارایی‌های پایه شکل می‌گیرند. اما برای فعالیت در این بازار، پیش‌بینی درست جهت حرکت قیمت کافی نیست.

معامله‌گر باید بداند قیمت تا چه محدوده‌ای ممکن است حرکت کند، این حرکت چه زمانی اتفاق می‌افتد و برای ورود به قرارداد چه مبلغی پرداخت کرده است. مفاهیمی مانند قیمت اعمال، پریمیوم، نقطه سربه‌سر، ارزش ذاتی، ارزش زمانی و تتا کمک می‌کنند این عوامل را بهتر درک کنیم. همچنین شناخت تفاوت خریدار و فروشنده، محدودیت زمانی قرارداد و الزامات مربوط به تسویه و وجه تضمین، بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت ریسک است. در بازار آپشن، تحلیل دارایی پایه تنها نیمی از مسیر است؛ نیم دیگر، انتخاب قرارداد مناسب و مدیریت صحیح موقعیت معاملاتی است.

هدف از یادگیری این مفاهیم، صرفاً ورود به معاملات بیشتر نیست؛ بلکه رسیدن به درک دقیق‌تری از رابطه میان بازده، ریسک و زمان است تا هر تصمیم معاملاتی بر اساس شناخت سازوکار قرارداد گرفته شود.